تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسير في الإسلام (حقوق مخاصمات مسلحانه در اسلام (فارسى) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
شافعى و ديگران بدان اعتراف كرده‌اند ، امّا غير از رفتار ايشان با سه فرقه [ معروف به ناكثين ، قاسطين و مارقين ] براى ما چيزى از رفتار آن حضرت ثابت و معلوم نشده است . ساير فقهاء نيز نه تنها اين شرط را متذكر نشده بلكه به آنچه كه قبلا نقل كرديم اكتفا كرده‌اند ولى در آينده مطالبى سودمند در اين باره مطرح خواهيم كرد . نقل شده كه آن حضرت با خوارج نجنگيد و متعرض آنان نشد تا اين كه شورش كرده و به خرابكارى آغاز كردند . « 1 » 3 . جدا شدن آنان از امام مسلمين به سبب مرامنامه و تحليلى [ براندازانه ] باشد كه در ميان آنان رواج يافته است . پس اگر به انفراد و محض تمرّد و سركشى و بدون داشتن تحليل از امام مسلمين جدا شده‌اند ، قطاع‌الطريق مىباشند كه حكم محارب را دارند . « 2 » مؤلف جواهر گويد : ما براى اين شرط ، چيزى را كه دال بر آن باشد نيافتيم ، آن چه كه از رفتار على عليه السّلام با اهل جمل و صفين نقل شده ، خلاف آن است . زيرا بديهى است كه آنها داراى تاويل يعنى كسانى نبودند كه اجتهاد كرده و در اجتهاد خود خطا كرده باشند . به نظر نگارنده : اين نكته در مورد بزرگان هر دو گروه درست است ، زيرا
هامش
( 1 ) . ر . ك : المصنف عبدالرزاق ، ج 10 ، ص 117 - 118 ؛ المحلى ، ج 11 ، ص 106 ؛ الاموال ، ص 229 - 228 و 296 و 298 ؛ مصنف ابن ابى شيبه ، ج 15 ، ص 56 و 308 و 311 و 327 ؛ امالى شيخ مفيد ، ص 127 ؛ تاريخ بغداد ، ج 14 ، ص 184 و 365 ؛ سنن دارقطنى ، ج 4 ، ص 131 - 132 ؛ مجمع الزوائد ، ج 6 ، ص 242 ؛ اموال ابن‌جنيد ، ص 296 . ( 2 ) . ر . ك : المبسوط ، ج 7 ، ص 265 ؛ الدروس ، ص 164 ؛ الوسيله ، ص 196 ؛ السرائر ، ص 173 ؛ التذكرة ، ج 1 ، ص 454 ؛ المنتهى ، ج 2 ، ص 983 ؛ التحرير ، ج 1 ، ص 155 .