جهاد - ندارند ، ايرادى نيست - كه در ميدان جنگ شركت نجويند - هر گاه براى خدا و رسولش خيرخواهى كنند [ و از آن چه در توان دارند مضايقه ننمايند ] - بر نيكوكاران راه مواخذه نيست و خداوند آمرزنده و مهربان است « 1 » » .
بنابراين با وجود اين روايات چگونه ممكن است كه امام يا كسى كه منصوب از سوى امام در امور اسرا است ، بر اسيران منت نهد ، حال آن كه بداند اين خلاف خيرخواهى است يا آن كه فديه قبول كند يا اسير را برده كند و حال آن كه بداند خلاف خيرخواهى [ در جهت مصالح مسلمانان ] است . امّا اطلاق روايت كه به امام به طور مطلق اختيار مىدهد شايد براى اين است كه مطلب واضح بوده و احتياجى به قيد اسير نداشته است ؛ مضاف بر اين كه در آن روايات ، منظور ، امام معصوم است كه شائبه ارتكاب خلاف خيرخواهى در او تصور نمىشود .
بخش دوم : احكام اسيران باغى
شيخ طوسى در مبسوط مىفرمايد :
جنگ با باغيان جايز نيست و احكام مربوط به آنها در موردشان اعمال نمىگردد مگر به سه شرط :
1 . توان تهاجم و دفاع داشته باشند ، چندان كه باز داشتن و پراكندن آنها جز با بسيج نيرو و هزينه بودجه مالى ميسر نباشد . بنابراين اگر گروهى اندك باشند و دشمنى و كيد آنان ضعيف باشد باغى به شمار نمىآيند . « 2 » امّا اقدام به قتل اميرالمؤمنين على عليه السّلام توسط عبدالرحمن ابن ملجم نزد ما امّاميه كفر است . و تاويل اجتهاد عبدالرحمن سودى به حال او ندارد كه او را از كفر خلاص كند . امّا به عقيده عامه ، ابن ملجم نظر اجتهادى داده و خطا نموده و قتل او به عنوان قصاص واجب گرديده است . [ نه به عنوان كفر و ارتداد ] . « 3 »
هامش
( 1 ) . توبه / 91 .
( 2 ) . همان گونه كه علامه حلى در تذكره تصريح كرده ، در اين صورت راهزن شمرده مىشوند .
( 3 ) . ر . ك : المبسوط ، ج 7 ، ص 264 - 265 ؛ الدروس ، ص 164 ؛ الوسيلة ، ص 196 ؛ السرائر ، ص 172 .