در اين مورد ابن حمزه و ابن ادريس نيز مثل شيخ فتوى دادهاند .
در جواهر نيز آمده است : « شايد دليل فتواى شيخ اين نصوص است و مراد از اين نصوص ، نصوصى است كه درباره جنگ باغيان وارد شده ، كه بين آنها كه تشكيلاتى دارند و مىتوانند به سوى آن بازگردند و آنها كه چنين تشكيلاتى ندارند . فرق گذارده « 1 » » از اين مطلب استفاده مىشود كه در بغاة شرط است كه عدهشان زياد باشد .
علامه [ حلى ] در تذكره و منتهى با اين نظر شيخ مخالفت كرده و پس از نقل كلام شيخ مىفرمايد :
برخى از علماء عامه گفتهاند كه زمانى بر باغيان مىتوان حكم بغاة را جارى كرد كه از حيطه قلمرو امام خارج شده باشند و اين نظريه خالى از قوت نيست . « 2 »
شهيد اول در دروس به نقل مطلب از شيخ اكتفا كرده و ظاهر امر آن است كه بدان رضا داده است . به هر حال اين چيزى است كه از شافعى نيز نقل شده و ابن قدامه هم آن را در مغنى انتخاب كرده است . « 3 »
ساير فقها تفكيك را رها كرده به حسب اختلافى كه در الفاظ آنها وجود دارد ، به اين بسنده كردهاند كه باغى كسى است كه بر امام عادل شوريده و از دادن حقوق او امتناع كرده است . « 4 »
2 . اين كه از قلمرو حكومت و نفوذ امام خارج گردند و در شهر يا بيابانى ،
هامش
( 1 ) . الجواهر ، ج 21 ، ص 331 - 332 . استدلال صاحب جواهر در اين مورد است كه براى احكام بغاة دليلىجز اين نداريم و درباره كسانى است كه توان سركشى داشته و مىتوانند از خود دفاع كنند .
( 2 ) . التذكره ، ج 1 ، ص 454 ؛ در المنتهى ، ج 2 ، ص 938 آمده است : « به نظر من اين نظر قوى است » . و در تحرير ، ج 1 ، ص 155 آمده است : « در اين مورد من نظر دارم » .
( 3 ) . المغنى ، ج 10 ، ص 46 و نيز ر . ك : الّام ، ج 4 ، ص 218 ؛ شرحالمغنى در حاشيه الّام ، ص 51 .
( 4 ) . همانگونه كه در المختلف ، دروس ، جمل و الاصباح آمده است ؛ مهذب ، ص 88 ؛ الغنيه ، ص 157 ؛ السرائر ، ص 173 ؛ اشارة السبق ، ص 185 ؛ الوسيله ، ص 195 ؛ الشرايع ، ص 216 ؛ المختصرالنافع ، ص 225 ؛ القواعد ، ص 267 ؛ اللمعه ، ص 275 .