نمىكردند ، بلكه پىگير بودند كه اساس اسلام را از بين ببرند و هيچ نوع راه و روش منطقى و عقلانى كه بدانها عرضه مىشد ، را نمىپذيرفتند . و حتى پس از اين كه تلخى و ذلت شكست و اسارت را چشيدند ، نسبت به اسلام و مسلمانان كينه بيشترى به دل گرفتند . . . اگر آنها زنده مىماندند ، مسلمانان از سوى آنان دچار نهايت دردسر و ناراحتى و رنج مىشدند ؛ همچنان كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله به اين نكته هم اشاره فرموده و مسلمانان را بدان بيم داد كه اگر از آنها فديه بگيريد ، به همان تعداد اسرا از شما كشته خواهد شد .
2 . علاوه بر اين در صورتى كه اسلام را نمىپذيرفتند ، كشتن آنها به عنوان جزاى اعمال آنها تلقى مىشد و اين ، مجددا ضربهء نظامى روحى باز دارندهاى به قريش بود . . . و از اقتدار مشركان مىكاست . براى اينان بعدا يك مقطع زمانى مهم در واقعه احد و وقايع ديگر پيش آمد كه در آزار مسلمانان نقش مهمى بازى كردند . چه نيكو است گفته سعد بن معاذ درباره آنان كه گويد : همانا اين نخستين جنگى بود كه ما در آن با مشركين برخورد كرديم . از دم تيغ گذراندن تمام آنان نزد من محبوبتر و بهتر از زنده نگه داشتن مردان است .
3 . برخى اعتقاد دارند كه خداوند با تاكيد بر قتل اسيران مىخواهد به مسلمانان بفهماند اهداف رفاهى در هر شرايطى ، انديشهاى مردود است ، مگر وقتى كه در راه و خدمت هدف بزرگترى يعنى دين باشد .
4 . اگر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله به خاطر دين و عقيده خود از قوم خود پشتيبانى نكرده و آنها را از دم تيغ گذراند براى اين بود كه آنها مىخواستند او را از اداى رسالت وى بازداشته و نور خداوند را خاموش كنند ، پس او با ديگرانى كه بخواهند نور خدا را خاموش كنند و در مقابل دعوت او و دينش بايستند به طريق اولى سازش نخواهد كرد . اين روش در ترساندن قريش و ديگر مشركان جزيرة العرب به طور كلى موثر بود و به پيامبر كمك كرد كه به آنها بفهماند به
الأسير في الإسلام (حقوق مخاصمات مسلحانه در اسلام (فارسى) — صفحة 178
مساهمون: علي الأحمدي الميانجي
ص١٧٨