بگيرد » . براى اين كه از شأن پيامبران بزرگ بدور است كه پيش از استقرار نظامشان در زمين اسيرانى داشته باشند و چنان كه قبلا نيز اشاره شد اين در مورد تمام پيامبرانى كه با دشمنان خود جنگيده بودند ، روش عمومى و سنتى الهى بوده ؛ و تاكيد دارد كه نكشتن دشمنان و زنده نگه داشتن آنان ناشى از خواستى دنيوى است . خداوند متعال با بقاى دين خود و استقرار آن در روى زمين آخرت جاويدان را مىخواهد .
يكى از آزمودهها و تجربياتى كه نمىتوان در آن شك كرد اين است كه تداوم كشتار دشمنان در جنگ يكى از عوامل چيرگى و سيطره و شكوه است كه اقتدار حكومت در آن است . البته اين سيطره بدون آن نيز ميسر مىباشد و آن به كارگيرى قواى جنگى و سازماندهى سواره نظام و آمادگى كامل براى جنگى است كه دشمنان را بترساند . اين دو عامل گاهى با هم جمع مىشوند كه به وسيله آن اقتدار و حاكميت ممكن مىشود . « 1 »
گاهى انگيزه تمايل به گرفتن اسير و زنده نگه داشتن دشمن ، ترحم و عطوفت به هم نوع است كه مانع خونريزى مىشود .
و گاهى به ملاحظه فديه گرفتن از آنها و تقويت بنيه مالى مسلمانان و اسلام است . و گاهى اين امر بنا به ملاحظه روابط انسانى سببى يا نسبى است ، يا به ملاحظه آينده نگرى شخصى .
آيهء شريفه همه اين ملاحظات را رد مىكند ، به اعتبار اين كه نظام اسلامى هنوز محكم نشده و در معرض خطرهاى بيشمارى از سوى دشمنان از جمله كسانى است كه آنها را زنده نگه داشتهاند . بنابراين حفظ نظام مهمتر از همهء اينها است .
هامش
( 1 ) . المنار ، ج 10 ، ص 84 . درتفسير المراغى به نكتهاى عالى اشاره دارد : « گرفتن اسير در صورتى خير و مصلحت بشر است كه غلبه با اهل عدل و حق باشد » .