انتقامجويانه بود . او را مىزدند و بر جسمش قير داغ مىريختند و ميلههاى گداخته را در تن او فرو مىبردند و در حالى كه زنده بود اندامهايش را مىبريدند يا زنده زنده به صليب كشيده و يا در آتش مىسوزانيدند ، و برخوردار از هيچ گونه كرامتى نبود .
نزد عدهاى از قوم وحشى خوردن گوشت اسير حلال شمرده مىشد . يونانىها و رومىها اسير را فردى مىدانستند كه هيچ حقوق انسانى ندارد . او را مىزدند و مورد اهانت قرار مىدادند و مانند چارپايان او را به كار مىگرفتند ، كشته مىشد و خون بهايش حتى از سوى حكومتش مورد مطالبه قرار نمىگرفت .
اين روال ادامه داشت تا اين كه از دوران روميان به بعد قوانينى به تصويب رسيد كه اندكى از شكنجه و فشارهاى اسارت بر اسير كاست . ولى البته ( جامعه بشرى ) با اين قوانين ، باز هم به درجه تلقى انسان از وى نائل نشد . . . و آن چه كه ذكر شد ، روش اروپائيان در برخورد با اسرا بود و اسير نزد آنان به هنگام خطر همواره مهدور الدم تلقى مىشد ، مگر آن كه چندان ارزش مىيافت كه با اسير ديگر مبادله شود . اروپائيان عادتشان بر اين بود كه اگر اسير مىگرفتند مجبورش مىكردند تا به دين آنها در آيد ، همان گونه كه اسپانيائىها هنگام راندن اعراب از اندلس با اسرا كردند . « 1 »
در قديم الايام ايشان را مثل كسانى كه عدالتاً سزاوار مرگ بودند ، منظور مىداشتند لهذا با ايشان به طورى رفتار مىكردند كه مشرف به هلاكت باشند ، چنان كه بر گردنهاى ايشان راه مىرفتند . . . خلاصه ايشان را به انواع عذاب و عقوبت گرفتار مىساختند . . . چشمهاى ايشان را مىكندند . . . و انگشتهاى ابهام و دست و پاى آنان را قطع مىكردند و محض تمجيد و تحسين فاتحان آنها را دسته
هامش
( 1 ) . دائرة المعارف فريد وجدى ، ج 1 ، ص 278 .