4 . و از عكرمه روايت شده كه گويد : هنگامى كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله مردم طائف را محاصره كرد زنى بر بام شد و شرمگاه خويش عريان نمود و با اشاره بدان فرياد زد : ارزانى شما ، اگر مرديد بزنيد . مردى از مسلمانان تيرى به سوى او پرتاب كرد ، و آن تير درست در هدف نشست .
و در حديث وهيب آمده : تير آن مرد خطا نرفت و او را كشت .
پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله دستور داد آن زن را به خاك بسپارند . « 1 »
5 . از ابن عباس روايت شده كه گفت :
پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله روز خندق بر زنى مقتول گذشت و پرسيد : « چه كسى اين زن را كشته است ؟ » مردى گفت : « من اى رسول خدا » حضرت فرمود : « چرا ؟ »
مرد گفت : براى گرفتن شمشيرم با من گلاويز شد كه وى را كشتم . ابن عباس گويد : پيامبر خاموش ماند . « 2 »
6 . ابن عباس گويد : مردى در روز خيبر زنى را به اسارت گرفت و او را ترك خود نشاند امّا وى به قصد مصادره شمشير مرد با او گلاويز شد و مرد هم او را كشت .
وقتى چشم پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله بر جنازهء زن افتاد پرسيد « اين زن را چه كسى كشته است ؟ » ماجرا را به حضرتش گفتند و ايشان از كشتن زنان نهى فرمود . « 3 »
7 . از عبدالرحمن بن ابى عمره نيز نظير اين روايت در دست است كه در آن آمده است : « مردى عرض كرد يا رسول اللَّه من آن زن را بر ترك خود سوار كرده
هامش
( 1 ) . السنن الكبرى بيهقى ، ج 9 ، ص 82 ؛ المغنى ابن قدامة ، ج 10 ، ص 496 ؛ المنتهى ، ج 2 ، ص 911 .
( 2 ) . « من قتل هذه ؟ ولِمَ » المغنى ، ج 10 ، ص 525 ؛ المنتهى ، ج 2 ، ص 911 .
( 3 ) . كنز العمال ، ج 4 ، ص 472 ، كتاب الجهاد و در چاپ ديگر همان جلد ، ص 306 « من قتل هذه » . در الجواهر ، ج 31 ، ص 75 به آن چه كه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نقل شد ، استدلال شده و آن قضيه اين است كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله در روز جنگ با بنى قريظه ، زنى را كه دستاسى ( آسياب دستى سنگى ) را روى محمود بن سلمه انداخته بود اعدام كرد . نويسنده الجواهر گويد : در اين واقعه اشارتى هست بر جواز قتل زنان در صورت جنگجو بودن آنان .