اسراف ، مال زياد را نيست و نابود مىكند .
4041 / 3 -
اقبح البذل السّرف . 2 / 372 زشتترين بذل و بخششها ، اسرافكارى است .
4042 / 4 -
ذر الإسراف مقتصدا و اذكر فى اليوم غدا . 4 / 33 اسراف را به صورت ميانه روى در آور ، و در امروز زندگى ، فردا را نيز به ياد آور .
4043 / 5 -
سبب الفقر الإسراف . 4 / 122 سبب فقر و ندارى ، اسرافكارى است .
4044 / 6 -
ذر السّرف فإنّ المسرف لا يحمد جوده و لا يرحم فقره . 4 / 34 اسراف را واگذار ، زيرا شخص اسرافكار نه جود و بخشش او ستايش شود ، و نه هنگام فقر و ندارى مورد مهر ديگران قرار گيرد .
4045 / 7 -
شين السّخاء السّرف . 4 / 190 زشتى سخاوت ، اسراف است ( كه اگر از حدّ گذشت ديگر زيور نيست بلكه زشتى است ) .
4046 / 8 -
فدع الإسراف مقتصدا و اذكر فى اليوم غدا ، و امسك من المال به قدر ضرورتك و قدّم الفضل ليوم حاجتك .
4 / 436 اسراف را واگذار و ميانه روى كن ، و در امروز ، فردا را ياد كن ، و از مال خويش به مقدار ضرورت نگهدار ، و زياده بر آن را براى روز نياز و حاجتت ( روز قيامت ) از پيش فرست .
4047 / 9 -
كثرة السّرف تدمّر . 4 / 597 اسراف كارى بسيار ، نابود مىكند .
4048 / 10 -
كفى بالتّبذير سرفا . 4 / 572 بيهوده خرج كردن براى اسرافكارى كافى است . « 1 »
4049 / 11 -
ليس فى سرف شرف . 5 / 86 در اسرافكارى شرافتى نيست .
4050 / 12 -
ما فوق الكفاف إسراف . 6 / 52
هامش
( 1 ) - يعنى براى اينكه مشمول اسرافكارى شود همين كه بيهوده خرج كند كافى است ، چون تبذير به معناى بيهوده خرج كردن است و اسراف به معناى زياده روى و از حدّ گذراندن است .