تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
كسى كه از نگهداشتن راز خود ناتوان است نيروى نگهداشتن راز ديگرى را ندارد .

4023 / 20 -

من حصّن سرّه منك فقد اتّهمك . 5 / 452 كسى كه راز خود را از تو پنهان دارد تو را متهم دارد ( به افشاگرى ، و اعتماد كامل بر تو ندارد ) .

4024 / 21 -

من توفيق الرّجل وضع سرّه عند من يستره و إحسانه عند من ينشره . 6 / 47 از توفيق مرد است كه راز خود را نزد كسى بنهد كه پنهان دارد ، و احسان و بخشش خود را نزد كسى بدارد كه باز گويد .

4025 / 22 -

ملاك السّرّ ستره . 6 / 117 ملاك راز ، پوشاندن آن است ( و گرنه راز نيست ) .

4026 / 23 -

ما لمت أحدا على إذاعة سرّى إذا كنت به أضيق منه . 6 / 114 سرزنش نكنم هيچكس را بر آشكار كردن رازم ، وقتى كه سينهء خودم به نگهدارى آن تنگ‌تر باشد . « 1 »

4027 / 24 -

لا تودعنّ سرّك من لا أمانة له . 6 / 262 راز خود را نزد كسى كه امانتدار نيست نسپار .

4028 / 25 -

لا تطلع زوجك و عبدك على سرّك فيسترقّاك . 6 / 271 همسر و بنده‌ات را بر راز خود آگاه مكن كه تو را به بردگى در آورند ( و رازت را فاش كنند ) .

4029 / 26 -

لا تسرّ إلى الجاهل شيئا لا يطيق كتمانه . 6 / 284 به شخص نادان مسپار رازى را كه طاقت نگهدارى آن را ندارد .

4030 / 27 -

لا حرز لمن لا يسع سرّه صدره . 6 / 386 نگهدار نيست كسى كه سينه‌اش گنجايش نگهداشتن راز خود را ندارد .
هامش
( 1 ) - در كلام ديگرى عين همين كلام آمده با تفاوت اينكه در آن « منه » نبود و ما آن را تكرار نكرديم و نياورديم .