نمىدهد .
3766 / 7 -
إذا فسد الزّمان ساد اللّئام .
3 / 129 هنگامى كه زمان فاسد شود افراد پست و لئيمان آقايى و سيادت كنند .
3767 / 8 -
صار الفسوق فى الدّنيا نسبا و العفاف عجبا ، و لبس الإسلام لبس الفرو مقلوبا . 4 / 211 گناه در دنيا موجب افتخار و نسب مردم گرديده ، و از پاكدامنى و عفاف در شگفت شوند ، و اسلام را همچون پوستينى وارونه به تن كنند . « 1 »
3768 / 9 -
غاض الصّدق فى النّاس و فاض الكذب و استعملت المودّة باللّسان و تشاحنوا بالقلوب . 4 / 390 راستگويى در مردم بسيار كم شده و دروغ فراوان ، دوستى تنها با زبان به كار رود ، و با دلها به دشمنى پردازند .
3769 / 10 -
فى الزّمان الغير . 4 / 397 در زمانه دگرگونىها است .
3770 / 11 -
قد أصبحنا فى زمان عنود و دهر كنود ، يعدّ فيه المحسن مسيئا و يزداد الظّالم فيه عتوّا . 4 / 488 ما به زمانى در آمدهايم كينه توز و روزگارى ناسپاس كه نيكوكار در آن بدكار به شمار آيد ، و تبهكار بر سركشى خود بيفزايد .
3771 / 12 -
قد استدار الزّمان كهيئته يوم خلق السّماوات و الأرض . 4 / 491 به راستى كه روزگار برگشته همانند روزى كه آسمانها و زمين آفريده شده است .
3772 / 13 -
قد تواخى النّاس على الفجور و تهاجروا على الدّين و تحاببوا على الكذب و تباغضوا على الصّدق . 4 / 490 به راستى كه مردم بر گناهكارى برادر گشته ، و در مورد ديندارى از هم دورى گزيدهاند ، دربارهء دروغ با هم دوست گشته ، و در مورد راستگويى با يكديگر به دشمنى برخاستهاند .
هامش
( 1 ) - قسمتى از خطبهء ( 108 ) نهج البلاغه است كه دربارهء ملاحم و حوادث شگفت انگيز و خبرهايى از آينده فرموده است .