باب الزمان
3760 / 1 -
المرء ابن ساعته . 1 / 122 مردم فرزند زمان خود هستند . « 1 »
3761 / 2 -
الحازم من دارى زمانه . 1 / 135 دور انديش كسى است كه با زمان خود مدارا كند .
3762 / 3 -
السّاعات تنهب الآجال . 1 / 186 ساعتها غارتگر عمرها است . « 2 »
3763 / 4 -
الزّمان يخون صاحبه و لا يستعتب لمن عاتبه . 2 / 135 زمانه خيانت كند با صاحب خود ( و اهل زمان ) و خوشنود نگرداند كسى را كه سرزنش و ملامت آن كند .
3764 / 5 -
اعرف النّاس بالزّمان من لم يتعجّب من أحداثه . 2 / 449 آشناترين مردم به وضع زمانه كسى است كه از پيش آمدهاى آن شگفت زده نشود .
3765 / 6 -
انّكم فى زمان ، القائل فيه بالحقّ قليل ، و اللّسان فيه عن الصّدق كليل ، و الّلازم فيه للحقّ ذليل ، أهله متعكّفون على العصيان ، مصطلحون على الإدهان ، فتاهم عارم و شيخهم آثم و عالمهم منافق و قاريهم ممارق ، لا يعظّم صغيرهم كبيرهم و لا يعول غنيّهم فقيرهم . 3 / 69 به راستى شما در زمانهاى هستيد كه گويندهء حق در آن اندك و زبان در اين زمانه از راستگويى كند و عاجز است ، آن كس كه ملازم حق باشد خوار و ذليل است ، اهل اين زمانه گرفتار گناه و بر دو رويى با يكديگر كنار آمدهاند ، جوانانشان بدخو و پيرانشان گنه كار ، دانشمندشان دو رو ، و قارى و خوانندهشان از دين بيرون رفتهاند ، كوچك حرمت بزرگ را ندارد ، و توانگرشان به نيازمندان كمك
هامش
( 1 ) - اين كلام شريف را دو جور مىشود معنى كرد ، يكى آنكه انسان بايد در هر زمان مطابق همان روز با مردم سلوك و رفتار كند و با ايشان مدارا نمايد . ديگر آنكه مردم ابن الوقت هستند و تابع حق و حقيقت نيستند ، بنابر اين انسان بايد مصلحت كار خود را خود بداند و تابع مردم و اقبال و ادبار آنها نباشد ، كه بنا بر اول دستورى است تربيتى و اجتماعى ، و بنا بر دوم مذمت مردم زمانه است .
( 2 ) شاعر پارسى زبان گويد :تك تك ساعت چه گويد گوشدار * گويدت بيدار باش اى هوشيار