تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
آدم شكّاك و بد گمان پيوسته بيمار است .

3736 / 4 -

المرتاب لا دين له . 1 / 252 آدم شكّاك ( يا كسى كه داراى نگرانى و اضطراب در عبادتهاست ) دين ندارد .

3737 / 5 -

أذلّ النّاس المرتاب . 2 / 381 خوارترين مردم انسان شكّاك ( يا نگران ) است .

3738 / 6 -

دع ما يريبك إلى ما لا يريبك . 4 / 17 واگذار راهى را كه ايجاد شك و ترديد براى تو مىكند ، به سوى راهى كه براى تو شك و ترديد ندارد .

3739 / 7 -

صلاح التّقوى تجنّب الرّيب . 4 / 195 اصلاح تقوا به دورى گزيدن از چيزهاى مشكوك است . « 1 »

3740 / 8 -

لكلّ انسان أرب فابعدوا عن الرّيب . 5 / 19 هر انسانى را نيازى است ، پس دورى كنيد از نگرانى و اضطراب . « 2 »

3741 / 9 -

من كثرت ريبته كثرت غيبته . 5 / 226 كسى كه خود را زياد در معرض تهمت قرار دهد غيبت او را زياد كنند .

3742 / 10 -

ما ارتاب مخلص و لا شكّ موقن . 6 / 66 انسان با اخلاص ترديد نكند ، و شخصى كه يقين دارند شكّ به خود راه ندهد .

3743 / 11 -

مجانبة الرّيب من أحسن الفتوّة . 6 / 127 دورى كردن از بدگمانىها از بهترين جوانمردى است . 3744 / 12 - لا أجبن من مريب . 6 / 373 كسى از شكّ زده ( كه به خود اطمينان ندارد ) ترسناك‌تر نيست . « 3 »
هامش
( 1 ) - و ممكن است منظور از « ريب » در اينجا بدگمانى باشد ، يعنى بدگمانى و متهم ساختن مردم . ( 2 ) يعنى هر كس را نيازهايى و گرفتارىهايى است پس نگرانى و اضطراب به خود راه ندهيد . ( 3 ) منظور از شك زده كسى است كه مورد اتهام قرار گرفته و خود متّهم نيز در خود شك و ترديد دارد ، و كلام قبل از اين اين گونه است « لا اشجع من بريء » دليرتر از بىگناه كسى نيست ، يعنى همانگونه كه آدم بىگناه هيچ ترس و واهمه‌اى ندارد ، آدمى نيز كه نسبت به خود شك و ترديد دارد از همه كس مىترسد .