تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
كسى كه در كارها نرمخويى كند حاجت و منظور خود را از آن كارها دريابد .

3718 / 42 -

من استعمل الرّفق استدرّ الرّزق . 5 / 338 كسى كه نرمخويى را به كار بندد روزىاش ريزان و فراوان گردد .

3719 / 43 -

من رفق بمصاحبه وافقه ، و من أعنف به أخرجه و فارقه . 5 / 399 هر كه نرمخويى كند با همراه خود با او موافقت و همراهى كرده ، و هر كه درشتى كند او را از رفاقت با خود بيرون كرده و از او جدا شده است .

3720 / 44 -

ما كان الرّفق فى شىء إلّا زانه . 6 / 62 نرمخويى در چيزى نيامده جز آن كه آن را آراسته است .

3721 / 45 -

نعم السّياسة الرّفق . 6 / 167 سياست و تدبير خوبى است نرمخويى و ملاطفت .

3722 / 46 -

نعم الخليقة استعمال الرّفق . 6 / 165 خلق و خوى خوبى است نرمخويى و ملاطفت .

3723 / 47 -

نعم الرّفيق الرّفق . 6 / 156 رفيق و همراه خوبى است نرمخويى .

3724 / 48 -

لا ندم لكثير الرّفق . 6 / 358 كسى كه در كارها نرمخويى بسيار دارد پشيمانى ندارد .

3725 / 49 -

لا سجيّة أشرف من الرّفق . 6 / 382 خصلتى شريف‌تر از نرمخويى نيست .

3726 / 50 -

لا يجتمع العنف و الرّفق . 6 / 372 درشتى با نرمخويى جمع نمىشود . « 1 »
هامش
( 1 ) - شارح ( ره ) چند معنى براى اين كلام ذكر كرده : يكى آنكه به صورت تمثيل باشد يعنى همانگونه كه درشتى و نرمى جمع نشود دنيا و آخرت نيز با هم جمع نشود ، ديگر آنكه « رفق » در اينجا به معناى نيكويى احسان باشد يعنى از درشتخوى ، نيكويى احسان نمىآيد و از آن توقع آن نبايد داشت ، يا اينكه مراد به « رفق » رفق حق تعالى و لطف او باشد و مراد اين باشد كه با درشت خويى كسى ، لطف حق تعالى با او جمع نشود ، و اللَّه تعالى يعلم ( پايان ) ولى مىتوان گفت كه اين كلام شريف بر طبق محاورهء عرف ذكر شده ، يعنى اگر كسى بخواهد خوى شريف رفق و ملاطفت را پيدا كند بايد تمرين كند كه درشتى نكند و اين دو ضدّ يكديگرند و نمىشود كه هم درشتى كند و هم رفق داشته باشد ، چنان كه در سخن قبل از اين در غرر الحكم اين گونه است كه فرمود : « لا يجتمع الباطل و الحقّ » و اللَّه تعالى يعلم .
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 482 | عبد الواحد الآمدى التميمي / سيد هاشم رسولى محلاتى