كسى كه در كارها نرمخويى كند حاجت و منظور خود را از آن كارها دريابد .
3718 / 42 -
من استعمل الرّفق استدرّ الرّزق . 5 / 338 كسى كه نرمخويى را به كار بندد روزىاش ريزان و فراوان گردد .
3719 / 43 -
من رفق بمصاحبه وافقه ، و من أعنف به أخرجه و فارقه . 5 / 399 هر كه نرمخويى كند با همراه خود با او موافقت و همراهى كرده ، و هر كه درشتى كند او را از رفاقت با خود بيرون كرده و از او جدا شده است .
3720 / 44 -
ما كان الرّفق فى شىء إلّا زانه . 6 / 62 نرمخويى در چيزى نيامده جز آن كه آن را آراسته است .
3721 / 45 -
نعم السّياسة الرّفق . 6 / 167 سياست و تدبير خوبى است نرمخويى و ملاطفت .
3722 / 46 -
نعم الخليقة استعمال الرّفق .
6 / 165 خلق و خوى خوبى است نرمخويى و ملاطفت .
3723 / 47 -
نعم الرّفيق الرّفق . 6 / 156 رفيق و همراه خوبى است نرمخويى .
3724 / 48 -
لا ندم لكثير الرّفق . 6 / 358 كسى كه در كارها نرمخويى بسيار دارد پشيمانى ندارد .
3725 / 49 -
لا سجيّة أشرف من الرّفق .
6 / 382 خصلتى شريفتر از نرمخويى نيست .
3726 / 50 -
لا يجتمع العنف و الرّفق .
6 / 372 درشتى با نرمخويى جمع نمىشود . « 1 »
هامش
( 1 ) - شارح ( ره ) چند معنى براى اين كلام ذكر كرده :
يكى آنكه به صورت تمثيل باشد يعنى همانگونه كه درشتى و نرمى جمع نشود دنيا و آخرت نيز با هم جمع نشود ، ديگر آنكه « رفق » در اينجا به معناى نيكويى احسان باشد يعنى از درشتخوى ، نيكويى احسان نمىآيد و از آن توقع آن نبايد داشت ، يا اينكه مراد به « رفق » رفق حق تعالى و لطف او باشد و مراد اين باشد كه با درشت خويى كسى ، لطف حق تعالى با او جمع نشود ، و اللَّه تعالى يعلم ( پايان ) ولى مىتوان گفت كه اين كلام شريف بر طبق محاورهء عرف ذكر شده ، يعنى اگر كسى بخواهد خوى شريف رفق و ملاطفت را پيدا كند بايد تمرين كند كه درشتى نكند و اين دو ضدّ يكديگرند و نمىشود كه هم درشتى كند و هم رفق داشته باشد ، چنان كه در سخن قبل از اين در غرر الحكم اين گونه است كه فرمود : « لا يجتمع الباطل و الحقّ » و اللَّه تعالى يعلم .