كسى كه به تو اميد داشت نوميدش مكن .
3501 / 13 -
من انتجعك مؤمّلا فقد أسلفك حسن الظّنّ بك فلا تخيّب ظنّه .
5 / 361 كسى كه آرزومندانه از تو احسانى خواهد ، چنين كسى خوش گمانى به تو را پيشاپيش به تو هديه كرده ، در اين صورت گمانش را به نوميدى تبديل مكن .
3502 / 14 -
لا ترج إلا ربّك . 6 / 262 جز به پروردگار خود به چيزى اميد نداشته باش .
3503 / 15 -
لا ترج ما تعنّف برجائك . 6 / 265 اميد مدار به چيزى كه در مورد اميد خود سرزنش شوى . « 1 »
3504 / 16 -
لكلّ غيبة إياب . 5 / 11 هر دورى را بازگشتى است .
باب الرحمة و الترحّم ( دلسوزى و مهربانى )
3505 / 1 -
أشعر قلبك الرّحمة لجميع النّاس و الإحسان إليهم و لا تنلهم حيف و لا تكن عليهم سيفا . 2 / 206 شعار و ملازم دل خويش گردان مهربانى كردن و دلسوزى همه مردم و احسان و نيكى به آنها را و به ايشان ستم مكن و شمشيرى بر آنها مباش .
3506 / 2 -
أولى النّاس بالرّحمة المحتاج إليها . 2 / 411 سزاوارترين مردم به رحمت و مهربانى كسى است كه بدان نيازمند است .
3507 / 3 -
أبلغ ما تستدرّ به الرّحمة أن تضمر لجميع النّاس الرّحمة . 2 / 476 رساترين وسيلهاى كه مىتوان رحمت حق را بدان جلب كنى ، آن است كه در دل خويش رحمت و مهر به همه مردم را بپرورانى .
3508 / 4 -
إذا عجز عن الضّعفاء نيلك فلتسعهم رحمتك . 3 / 169 هر گاه فرو ماند از ناتوانان بخشش تو پس بايد رحمت و مهر تو بر آنان سايه گستراند .
هامش
( 1 ) - يعنى اميدهاى بى جا كه هر كس بشنود او را سرزنش كند و بگويد : كه تو كجا و اين آرزوها ؟ ! و به مسخره بگويد : آرزو بر جوانان عيب نيست !