تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
خود را به منظور بيم از عذاب الهى نصيحت كرد ، و مردمان را با دعوت به سوى بهشت مژده داد .

2186 / 3 -

خرج من الدّنيا خميصا و ورد الآخرة سليما ، لم يضع حجرا على حجر ، حتّى مضى لسبيله و أجاب داعى ربّه . 3 / 460 با شكم گرسنه از دنيا رفت ، و با سلامت جان و روح به آخرت وارد شد ، سنگى روى سنگ نگذاشت ، تا آنكه راه خود را پيمود ، و دعوت پروردگارش را اجابت نمود .

2187 / 4 -

داع دعا و راع رعا فاستجيبوا للدّاعى و اتّبعوا الرّاعى . 4 / 13 دعوت كننده‌اى كه دعوت خود را به پايان رسانيد ، و سرپرست امّت به سرپرستى خود قيام نمود ، در اين صورت دعوت كننده را اجابت كنيد ، و از سرپرست پيروى نماييد .

2188 / 5 -

سنّته القصد و فعله الرّشد و قوله الفضل و حكمه العدل ، كلامه بيان و صمته أفصح لسان . 4 / 154 سيره و روش آن حضرت ميانه روى ، و كار او راهنمايى به راه راست ، و گفتارش جدا كننده حق از باطل ، و حكمتش عادلانه ، و سخنانش بيان كننده ( مشكلات ) و سكوتش رساترين زبانها بود .

2189 / 6 -

طبيب دوّار بطبّه ، قد أحكم مراهمه ، و أحمى مواسمه ، يضع ذلك حيث الحاجة إليه ، من قلوب عمى و آذان صمّ و ألسنة بكم ، يتتبّع بدوائه مواضع الغفلة و مواطن الحيرة . 4 / 260 طبيبى است سيّار كه با طبّ خود ( براى درمان بيماران ) به گردش مىپردازد ، مرهمهايش را به خوبى آماده كرده و براى داغ كردن محل زخم ابزارش را گداخته است ، و به اندازهء نياز مرهم گذارد ، براى دلهاى نابينا و گوشهاى كر ، و زبانهاى گنگ ، با داروى خود در جستجوى بيماران فراموش شده و سرگردان مىگردد .

باب الحماقة ( نادانى و بيخردى )

2190 / 1 -

الحمق غربة . 1 / 38 حماقت ، غريبى و بيگانگى است ( يعنى