كسانى كه از دستور او سر پيچى كنند كه برسد بر آنها آشوبى ، يا عذابى دردناك » .
1501 / 4 -
قد يستظهر المحتجّ . 4 / 464 گاه است كه ( بر خلاف عادت ) مغلوب پشت گرم شود .
1502 / 5 -
لم يخل اللَّه سبحانه عباده من حجّة لازمة أو محجّة قائمة . 5 / 99 خداى سبحان بندگان خود را وانگذارده است از حجّتى لازم ( كه اطاعتش لازم باشد ) يا راهى ثابت و آشكار .
باب الحد ( قدر و اندازه )
1503 / 1 -
ما عقل من عدا طوره . 6 / 62 خرد را دريافت نكرده كسى كه از حدّ و مرز خود تجاوز كند .
1504 / 2 -
من تعدّى حدّه أهانه النّاس .
5 / 333 كسى كه از حدّ خود تجاوز كند مردم خوارش كنند .
1505 / 3 -
لا عقل لمن يتجاوز حدّه و قدره . 6 / 386 عقل و خرد ندارد كسى كه از حدّ و مرز و اندازهء خود تجاوز كند .
باب الحدّة ( تندى ، خشم )
1506 / 1 -
الحدّة ضرب من الجنون لأنّ صاحبها يندم ، فإن لم يندم فجنونه مستحكم . 2 / 117 تند خويى نوعى ديوانگى است زيرا شخص تندخو پشيمان شود ، و اگر پشيمان نشود ديوانگى او محكم و استوار شده است .
1507 / 2 -
دع الحدّة و تفكّر فى الحجّة و تحفّظ من الخطل تأمن الزّلل . 4 / 19 تندخويى را واگذار و در دليل و برهان انديشه كن ، و از شتابكارى و بيهوده گويى خوددارى كن تا از لغزش ايمن گردى . « 1 »
هامش
( 1 ) - يعنى به جاى تندخويى ، فكر خود را به كار انداز تا براى سخن خود دليل و برهانى بياورى و از بيهوده گويى و شتابكارى در سخن ، خود را نگهدار تا از لغزش ايمن باشى ، چون معمولا در خشم و تندخويى انسان سخنان ناهنجار و بىمنطق به زبان آورد ، و به جاى اينكه بخواهد حق خود را بگيرد و سخن خود را به كرسى نشاند ، بهانهء تازهاى نيز به دست طرف دعوا دهد .