باب الجواهر ( گوهر و حقيقت انسانى )
1299 / 1 -
فى تصاريف الأحوال تعرف جواهر الرّجال . 4 / 398 در زير و رو شدن و تغيير اوضاع و احوال ، گوهر مردان شناخته شود .
باب الجهاد ( جنگ با دشمن )
1300 / 1 -
المجاهدون تفتح لهم أبواب السّماء . 1 / 355 درهاى آسمان به روى مجاهدان باز شود .
1301 / 2 -
الجهاد عماد الدّين و منهاج السّعداء . 1 / 354 جهاد ، ستون دين و راه روشن نيكبختان است . « 1 »
1302 / 3 -
ألا و قد أمرنى اللَّه بقتال أهل النّكث و البغى و الفساد فى الأرض فأمّا النّاكثون فقد قاتلت ، و أمّا القاسطون فقد جاهدت ، و أمّا المارقة فقد دوّخت ، و أمّا الشيطان الرّدهة فإنّى كفيته بصعقة سمعت لها و جيب قلبه و رجّة صدره . 2 / 343 هان ! بدانيد كه خداوند مرا مأمور كرد به پيكار با پيمان شكنان و سركشان و فساد گردان در زمين ، اما پيمان شكنان را كه با آنان پيكار كردم ، و اما سركشان را كه با ايشان جهاد كردم و اما « مارقين » - و از دين بيرون روندگان - را نيز به خاك خوارى و مذلّت نشاندم ، و امّا « شيطان ردهه » « 2 » را با نعرهاى كه طپش قلبش و لرزهء سينهاش را از آن نعره شنيدم كارش را - تمام كردم . « 3 »
هامش
( 1 ) - شارح ( ره ) احتمال داده كه اين جهاد شامل جهاد با نفس نيز بشود .
( 2 ) اين كلام قسمتى از خطبهء قاصعه است كه در نهج البلاغه ( خطبهء 192 ) آمده ، « ردهه » به معناى گودى است كه در كوه باشد و در آن آب بايستد ، و عموم شارحان اين بخش از خطبهء قاصعه گفتهاند : منظور از شيطان ردهه ذو الثديهء رئيس خوارج بود كه پس از جنگ نهروان كشتهاش را در گودالى يافتند .
( 3 ) منظور از « ناكثين » - پيمان شكنان - طلحه و زبير و همراهانشان بودند ، كه با آن حضرت بيعت كرده و سپس بيعت خود را شكسته و به جنگ آن بزرگوار آمدند ، و منظور از « قاسطين » - ستمگران ، معاويه و دار و دستهاش بودند كه از روى ستم بر آن حضرت خروج كرده و آن همه مصيبت را به بار آوردند ، و منظور از « مارقين » - از دين بيرون رفتگان - خوارج نهروان بودند كه از دين خارج شده و جنگ نهروان را به پا كردند ، و اين از خبرهاى غيبى و معجزات رسول خدا ( ص ) بود كه بارها به على عليه السلام فرمود : « ستقاتل بعدى النّاكثين و القاسطين و المارقين » كه در كتابهاى حديثى شيعه و اهل سنت بطور متواتر نقل شده است .