صبر و شكيبايى را به دست آورد .
1032 / 11 -
قد تفاجىء البليّة . 4 / 461 گاه است كه بلا ناگهانى رسد .
1033 / 12 -
كلّ بلاء دون النّار عافية . 40 / 542 هر بلايى در مقايسه با دوزخ ، عافيت و تندرستى است .
1034 / 13 -
كن بالبلاء محبورا و بالمكاره مسرورا . 4 / 602 در برابر بلا شاد باش ، و در برابر ناخوشىها شادمان .
1035 / 14 -
كم من منعم عليه بالبلاء . 4 / 552 چه بسا كسانى كه به وسيلهء بلا بر آنها نعمت داده شده است .
1036 / 15 -
من طلب للنّاس الغوائل لم يأمن البلاء . 5 / 217 كسى كه فتنه و آشوب براى مردمان خواهد ، از بلا و گرفتارى ايمن نباشد .
1037 / 16 -
لا تأمن من البلاء فى أمنك و رخائك . 6 / 265 در حالى كه در امنيت و آسايش به سر مىبرى از بلا ايمن مباش .
1038 / 17 -
لا يكمل إيمان المؤمن حتّى يعدّ الرّخاء فتنة و البلاء نعمة . 6 / 408 كامل نشود ايمان مؤمن تا وقتى كه آسايش و خوشى را فتنه ( و آزمايش ) دادند و بلا و گرفتارى را نعمت به شمار آورد .
1039 / 18 -
عند تضايق حلق البلاء يكون الرّخاء . 4 / 319 در هنگام تنگ شدن حلقههاى بلا و گرفتارى ، گشايش خواهد بود . « 1 »
باب بني أمية ( دربارهء بنى اميه )
1040 / 1 -
هى مجاجة من لذيذ العيش يتطعّمونها برهة و يلفظونها جملة .
6 / 197 دولت ايشان پارهاى عسل از زندگى لذيذى است كه از روى حرص در برههاى از زمان آن را مىخورند ، آن گاه يكباره آن را از دهان بيرون اندازند .
هامش
( 1 ) - شاعر گويد :به نهايت كه رسد عقده گشايد از كار * گره رشته چو از سر گذرد باز شود