بر بلا مىفرستد ، بدانكه تو را بيدار مىكند ( كه دچار غفلت و بىخبرى نشوى ) .
1025 / 4 -
إذا رأيت ربّك يوالى عليك البلاء فاشكره . 3 / 142 هنگامى كه ديدى پروردگارت بلا را پى در پى بر تو مىفرستد او را سپاس گوى .
1026 / 5 -
بلاء الرّجل على قدر إيمانه و دينه . 3 / 262 بلاى مرد به مقدار ايمان و دين او است .
1027 / 6 -
ثلاث من أعظم البلاء : كثرة العائلة ، و غلبة الدّين ، و دوام المرض .
3 / 341 سه چيز از بزرگ ترين بلاهاست :
نان خور بسيار چيره شدن قرض و بدهى ، ادامهء بيمارى .
1028 / 7 -
ربّ مرحوم من بلاء هو دواءه .
4 / 67 چه بسا كسانى كه به خاطر گرفتارى مورد رحم و دلسوزى مردمند در صورتى كه همان گرفتارى داروى آنها است . « 1 »
1029 / 8 -
ربّ مبتلى مصنوع له بالبلوى .
4 / 68 چه بسا گرفتارى كه همان گرفتارى احسانى است كه در حق او شده .
1030 / 9 -
عى قدر النّعماء يكون مضض البلاء . 4 / 313 سوزش و درد بلا ، به اندازهء نعمت است .
1031 / 10 -
فى البلاء تحاز فضيلة الصّبر . 4 / 399 در بلا و گرفتارى است كه انسان فضيلت
هامش
( 1 ) - و در اينجا اشعار ملاى رومى مناسب است كه گويد :خلق را با تو همه بدخو كند * تا تو را رو جانب آن سوگند
اين جفاى خلق بر تو در جانب * گر بدانى گنج زر آمد نهان
بنده مىنالد به حقّ از درد خويش * صد شكايت مىكند از رنج و نيش
حقّ همى گويد كه آخر رنج و درد * مر ترا لا به كنان و راست كرد
در حقيقت هر عدو داروى تست * كيمياى نافع و دجلوى تست
كه از او اندر گريزى در خلا * استعانت جويى از فضل خدا