تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
بر بلا مىفرستد ، بدانكه تو را بيدار مىكند ( كه دچار غفلت و بىخبرى نشوى ) .

1025 / 4 -

إذا رأيت ربّك يوالى عليك البلاء فاشكره . 3 / 142 هنگامى كه ديدى پروردگارت بلا را پى در پى بر تو مىفرستد او را سپاس گوى .

1026 / 5 -

بلاء الرّجل على قدر إيمانه و دينه . 3 / 262 بلاى مرد به مقدار ايمان و دين او است .

1027 / 6 -

ثلاث من أعظم البلاء : كثرة العائلة ، و غلبة الدّين ، و دوام المرض . 3 / 341 سه چيز از بزرگ ترين بلاهاست : نان خور بسيار چيره شدن قرض و بدهى ، ادامهء بيمارى .

1028 / 7 -

ربّ مرحوم من بلاء هو دواءه . 4 / 67 چه بسا كسانى كه به خاطر گرفتارى مورد رحم و دلسوزى مردمند در صورتى كه همان گرفتارى داروى آنها است . « 1 »

1029 / 8 -

ربّ مبتلى مصنوع له بالبلوى . 4 / 68 چه بسا گرفتارى كه همان گرفتارى احسانى است كه در حق او شده .

1030 / 9 -

عى قدر النّعماء يكون مضض البلاء . 4 / 313 سوزش و درد بلا ، به اندازهء نعمت است .

1031 / 10 -

فى البلاء تحاز فضيلة الصّبر . 4 / 399 در بلا و گرفتارى است كه انسان فضيلت
هامش
( 1 ) - و در اينجا اشعار ملاى رومى مناسب است كه گويد :خلق را با تو همه بدخو كند * تا تو را رو جانب آن سوگند اين جفاى خلق بر تو در جانب * گر بدانى گنج زر آمد نهان بنده مىنالد به حقّ از درد خويش * صد شكايت مىكند از رنج و نيش حقّ همى گويد كه آخر رنج و درد * مر ترا لا به كنان و راست كرد در حقيقت هر عدو داروى تست * كيمياى نافع و دجلوى تست كه از او اندر گريزى در خلا * استعانت جويى از فضل خدا