هر ظاهرى را باطنى است همانند آن ، و از اين رو كسى كه ظاهرش پاك شد درونش نيز پاك باشد ، و كسى كه ظاهرش نا پاك بود درونش نيز ناپاك باشد . « 1 »
994 / 4 -
ما أقبح بالإنسان باطنا عليلا و ظاهرا جميلا . 6 / 97 چقدر زشت است براى آدمى ، كه درونى بيمار و ظاهرى زيبا داشته باشد .
995 / 5 -
ما أقبح بالإنسان ظاهرا موافقا و باطنا منافقا . 6 / 71 چه زشت است براى انسان كه ظاهرى موافق و همسو ، و باطنى منافق و دورو داشته باشد .
996 / 6 -
لا خير فى المنظر إلّا مع حسن المخبر . 6 / 430 خير و خوبى نيست در منظر و صورت ، مگر با نيكويى مخبر ( يعنى درون كه جايگاه خبر از ظاهر است ) . « 2 »
997 / 7 -
أفضل الذّخائر حسن الضّمائر . 2 / 449 برترين اندوختهها نيكى درونهاست .
998 / 8 -
جماع المروءة أن لا تعمل فى السّرّ ما تستحيى منه فى العلانية .
3 / 373 همهء جوانمردى گرد آمده در اينكه در نهان ، كارى نكنى كه از انجام آن در آشكار شرم دارى . « 3 »
999 / 9 -
ما لا ينبغى أن تفعله فى الجهر فلا تفعله فى السّرّ . 6 / 91 آنچه شايسته و سزاوار نيست كه
هامش
( 1 ) - شارح ( ره ) در شرح اين كلام گويد : اين سخن نزديك است به مضمون آيهء كريمه :« وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً »سپس گويد : ممكن است مراد به « ظاهر » صورت و خلقت باشد و نيكويى آن نشان نيكويى باطن باشد و زشتى آن زشتى باطن باشد ، و ممكن است مراد به « ظاهر » افعال و اعمال ظاهرى باشد و به « باطن » اخلاق و ملكات باطنى ، و خوبى آنها علامت خوبى اينها و بدى آنها علامت بدى اينها ، و آيهء كريمه نيز تمثيلى براى هر يك از اينها مىتواند بود ، نهايت بر هر تقدير ظاهر اين است كه حكم اكثرى باشد و كلّى نباشد ، خصوصا بنابر احتمال اول . ( پايان )
( 2 ) احتمالهاى ديگرى نيز براى اين كلام است كه در شرح غرر الحكم ، ج 6 ، ص 430 ذكر شده است .
( 3 ) چون ممكن است روزى آشكار شود ، و اگر در دنيا هم آشكار نشود ، در روزى كه نهانها آشكار شود هويدا گردد .