بيناترين مردم كسى است كه عيبهاى خود را ببيند ، و از گناهانش كنده و جدا شود .
934 / 2 -
ذهاب البصر خير من عمى البصيرة . 4 / 32 كورى ديده ، بهتر است كورى بصيرت .
935 / 3 -
فقد البصر أهون من فقدان البصيرة . 4 / 413 از دست دادن چشم ، بهتر است از فقدان بصيرت .
936 / 4 -
قد انجابت السّرائر لأهل البصائر . 4 / 476 به راستى كه نمودار شده پوشيدهها و پنهانها براى اهل بينش . « 1 »
937 / 5 -
ربّما أخطأ البصير رشده . 4 / 79 گاه مىشود كه شخص بينا در رسيدن و پيدا كردن رشد و راه درست به خطا رود . « 2 »
938 / 6 -
نظر البصر لا يجدى إذا عميت البصيرة . 6 / 174 نگاه ديده سود ندهد آنجا كه چشم دل و بصيرت كور باشد .
939 / 7 -
لا علم لمن لا بصيرة له . 6 / 401 كسى كه بصيرت و بينايى ندارد ، دانش ندارد .
باب البطر ( مستى نعمت )
940 / 1 -
البطر يسلب النّعمة و يجلب النّقمة . 2 / 166 سر مستى ، نعمت را بربايد و عقوبت و عذاب به بار آورد .
باب الباطل
941 / 1 -
الباطل مضادّ الحقّ . 1 / 74 باطل ، ضدّ حق است ( و با هم جمع نشوند ) . « 3 »
942 / 2 -
الباطل غرور خادع . 1 / 147
هامش
( 1 ) - اين جمله قسمتى از خطبه 108 نهج البلاغه است كه دربارهء ملاحم از آن بزرگوار نقل شده است .
( 2 ) سعدى گويد :كه بود كز حكيم روشن رأى * بر نيايد درست تدبيرى
گاه باشد كه كودكى نادان * به غلط بر هدف زند تيرى( 3 ) منظور اين است كه اهل حق نبايد فريب اهل باطل و اظهار دوستى آنها را بخورند .