5 / 423 كسى كه هدفش كار باطل باشد به حق نرسد اگر چه شهرتش از خورشيد بيشتر باشد .
954 / 14 -
من شهد لك بالباطل شهد عليك بمثله . 5 / 452 كسى كه به نفع تو شهادت باطل دهد ، به زيان تو نيز به باطل شهادت مىدهد .
955 / 15 -
من نصر الباطل ندم . 5 / 466 كسى كه باطل را يارى دهد پشيمان گردد .
956 / 16 -
ما أقبح الباطل . 6 / 76 چه زشت است باطل .
957 / 17 -
مستعمل الباطل معذّب ملوم .
6 / 149 كسى كه باطل را به كار بندد دچار عذاب و ملامت گردد . « 1 »
958 / 18 -
هدر فنيق الباطل بعد كظوم ، وصال الدّهر صيال السّبع العقور .
6 / 202 به غرّش در آمد شتر ناز پروردهء باطل پس از خموشى ، و روزگار بسان درندهاى گزنده حملهور شد . « 2 »
959 / 19 -
لا تكرهوا سخط من يرضيه الباطل . 6 / 276 از ناخشنودى كسى كه باطل او را خوشنود سازد ناراحت و بد حال نشويد .
960 / 20 -
لا يعزّ من لجأ إلى الباطل . 6 / 390 عزيز نشود كسى كه به باطل پناه برد .
باب البطالة ( بيكارى ، تن آسايى )
961 / 1 -
هيهات من نيل السّعادة السّكون إلى الهوينا و البطالة . 6 / 197 چه دور است از رسيدن به سعادت كسى كه به تن آسايى و بيكارى تن داده است .
962 / 2 -
آفة العمل البطالة . 3 / 112
هامش
( 1 ) - معناى اين جمله در چند حديث پيش از اين گذشت .
( 2 ) اين كلام از خطبهاى طولانى است كه از آن حضرت در ملاحم ( وقايع مهم و حوادث كوبنده آينده آن زمان ) نقل شده و همگى آن را سيد رضى ( ره ) در نهج البلاغه نقل كرده ( خطبهء 108 ) و به گفته شارح مرحوم ، مراد شكوهء عصر و زمان خود آن حضرت است ، و تشبيه باطل به چنان شترى نزد ايشان كه پس از خموشى در زمان رسول خدا ( ص ) دوباره به فرياد و غرّش در آمده . . .