نفس تكليف ، جريان پيدا كرد و تكليفى را ثابت نمود ، سپس كشف خلاف شود حكم مسئله چيست ؟ و آيا عمل انجامشده مجزى هست يا نه ؟
فى المثل : اگر شما به عنوان يك مكلّف ، شكّ كنيد كه آيا در زمان غيبت هم مثل زمان ظهور معصوم عليه السّلام نماز جمعه واجب است يا اينكه در عصر غيبت نماز ظهر واجب است ؟ استصحاب بقاء وجوب جمعه مىگويد : على الظاهر باز هم جمعه واجب است ، به عبارت ديگر : بوسيلهء استصحاب بقاء وجوب جمعه را ثابت كرده و روزهاى جمعه بجاى نماز ظهر ، صلات جمعه را بجا مىآوريد ، لكن پس از مدتى براى شما كشف خلاف شده معلوم مىگردد كه وظيفهء شما در زمان غيبت ، خواندن نماز جمعه مىباشد ، بلكه بايد نماز ظهر بخوانيد . در اين صورت اين سؤال براى شما پيش مىآيد كه آن نمازهاى خواندهشده مجزى است يا نه ؟
و يا فى المثل : اماره و روايتى دلالت نمود كه در عصر غيبت در روز جمعه بايد نماز جمعه خواند ، من مكلّف هم طبق اين روايت عمل كرده در روز جمعه نماز جمعه خواندم سپس كشف خلاف شد ، آيا نمازهاى انجامشده توسط من مجزى است يا نه ؟
پاسخ اين است كه : خير ، آن نماز خواندهشده مجزى نمىباشد ، خواه قيام دليل بر وجوب نماز جمعه از طريق اصل باشد و يا از طريق اماره ، خواه حجيّت امارات را از باب كاشفيت بدانيم و يا از باب سببيّت و موضوعيت ، چرا ؟ چون حد اكثر فايدهء آن اماره بنا بر موضوعيت و سببيّت اين است كه بگوئيم : با قيام اماره و يا با جريان اصل عملى ، نماز جمعه ، واجد 1000 درجه مصلحت مىشود ، لكن ثمرهاى برآن مترتب نمىشود . چرا ؟ زيرا معناى وجود 1000 درجه مصلحت در نماز جمعه ، اين نيست كه نماز ظهر مصلحت ندارد ، بلكه نماز ظهر ، داراى مصلحت كامله هست و از من مكلّف فوت شده است و لذا بايد آن را استيفاء و تدارك نمايم . .
مگر اينكه دليل خاصى ، اقامه شود كه در يك روز ، دو نماز ، يعنى ظهر و جمعه واجب نيست .
* عبارة اخراى پاسخ فوق چيست ؟
اين است كه مبحث دوّم دربارهء اصول و اماراتى است كه در خود احكام و تكاليف كلّى الهى جارى مىشوند ، فى المثل : ما شكّ داريم كه آيا در زمان غيبت هم مثل زمان ظهور معصوم عليه السّلام نماز جمعه واجب است يا اينكه نه در عصر غيبت نماز ظهر واجب است ؟
1 - استصحاب بقاء وجوب جمعه كرده مىگوئيم : على الظاهر جمعه واجب است .
2 - و يا خبر ثقه كه خود اماره است مىگويد : در عصر غيبت هم نماز جمعه واجب است . حال :
- ما مدت زمانى را براساس اين اصل و يا اماره و امر ظاهرى عمل كرده و نماز جمعه
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 342
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٣٤٢