است يا از باب سببيّت ، و لكن از اماره پيروى كنيم و سپس كشف خلاف شود نتيجه چه مىشود ؟
آيا همين عمل ما مجزى است يا نه مجزى نبوده بايد آن را تدارك كنيم ؟
جناب آخوند بحث مذكور را در دو بخش ادامه مىدهد بدين معنا كه :
1 - مبحث اعاده در وقت را جدا مطرح مىكند 2 - مطلب قضاء در خارج وقت را هم جدا . به عبارت ديگر مىفرمايد امر از دو حال خارج نيست :
1 - اينكه زوال جهل قبل از انقضاء وقت باشد - 2 اينكه زوال جهل پس از وقت و انقضاء آن باشد .
اگر زوال جهل قبل از انقضاء و پايان يافتن وقت باشد ، اعادهء مأمور به واقعى لازم و واجب است . چرا ؟ زيرا معلوم نيست كه فعل انجام شد موجب سقوط تكليف شده باشد و با وجود چنين شكى ، اصل كه همان اصالة عدم الاتيان بمسقط التكليف باشد ، مقتضى است كه امر اولى همچنان به قوت خود باقى است و لذا به موجب لزوم امتثالش اعاده لازم و واجب است . براى مثال : بيّنهاى بر طهارت فلان لباس شما قائم شده است و شما مكلّف با اعتماد به آن بيّنه نماز ظهرتان را در آن لباس انجام مىدهيد ، لكن يك ساعت به غروب مانده ، كشف خلاف شده متوجه مىشود كه بيّنه اشتباه كرده است در اين صورت ، اگر براى شما محرز نباشد كه :
1 - آيا حجيّت بيّنه از باب طريقيّت است تا نماز شما مجزى نباشد و اعاده در وقت لازم باشد .
2 - يا اينكه حجيّت بيّنه از باب سببيّت است تا اينكه نماز انجامشده مجزى باشد و اعاده در وقت لازم نباشد .
در اينجا وظيفهء شما چيست و چه بايد بكنيد آيا اعاده بر شما لازم است يا نه ؟ جناب آخوند در پاسخ مىفرمايد : اصل اصالة عدم الاتيان بمسقط التكليف يعين قاعده اشتغال ، مقتضى است كه امر اوّل به قوت خود باقى است .
پس در اينجا چارهاى جز رجوع به اصالة الاشتغال نيست و لذا بايد بگوئيد :
- اشغال يقينى مستدعى فراغت يقينيّه است .
- فراغت يقينيه هم به اين است كه عمل را با وجود شرط يا جزء فاقد ، اعاده و تكرار كنيم تا اطمينان حاصل كنيد كه به غرض مولى دست يافتهايد .
* آيا در مسئله مزبور نمىشود اصل برائت جارى نمود ؟
خير ، بخاطر اينكه كسى كه نماز را انجام داده ، حليّت و طهارت لباسش به استناد بيّنه بوده است و اكنون كه براى او كشف خلاف شده است او نمىداند كه عملى را كه انجام داده است
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٣٣٤