تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
1 - مسلك طريقيّت كه مسلك مشهور اماميّه است كه از نظر آخوند هم همين مسلك اقوى است . 2 - مسلك سببيّت محض كه مسلك مشهور اهل سنت است . * قبل از پرداختن به اصل پاسخ بفرمائيد معناى سببيّت چيست ؟ اين است كه : قيام اماره و طريق ظاهرى سبب براى جعل حكم در واقع مىشود به نحوى كه عمل به آن مطلقا مجزى باشد و كشف خلاف هرگز در آنها تصوير نشود ، چنان كه قائلين به تصويب نظرشان همين است و لكن احدى از علماى اماميّه ، قائل به مسلك سببيّت نيستند ، بلكه معتقد به طريقيّت امارات و طرق مىباشند . به عبارت ديگر : سببيّت آن است كه قيام اماره همان و حدوث مصلحت در مؤدّاى اماره نيز همان ، بدين معنا كه : اگر اماره‌اى بر امرى قائم شود ، قيام اماره سبب مىشود كه در مؤدّاى اماره و آن عملى كه اماره ما را به آن هدايت مىكند ، مصلحتى حادث شود و قيام اماره تمام الموضوع براى حدوث مصلحت است ، چه اماره مطابق با واقع درآيد و چه خطا بكند . درهرصورت معناى سببيّت اين است كه : عمل فاقد شرط و جزء به منزلهء عمل واجد اجزاء و شرائط است كانّ هيچ نقصى نداشته و يا جزئى از آن كم نشده است . * معناى طريقيّت چيست ؟ اين است كه : براى رسيدن به واقع لازم است كه ما از طرق و امارات مزبور استفاده كنيم ، و لذا : لسان اين طرق و امارات اين است كه مؤدّاى خود را همان شرط معتبر واقعى معرفى مىكنند . بنابراين : گاهى اين معرفى درست بوده و مطابق با واقع درمىآيد و لكن گاهى هم تخلّف كرده و مطابق با واقع در نمىآيد بلكه به اشتباه رفته است . به عبارت ديگر : اگر اماره‌اى بر امرى از امور اقامه شود ، برطبق مؤدّاى اماره ، هيچ مصلحتى ايجاد نمىشود بلكه تمام مصلحت از آن واقع است ، يعنى اماره صددرصد طريق به سوى واقع است و لذا : اگر اماره مطابق با واقع و در اصطلح مصيب درآمد ، همان واقع در حقّ ما منجّز مىشود . و اگر اماره خطا كرده و اصطلحا مصيب نبود و ما را به بيراهه هدايت نمود كه در واقع گمراه كردن است و نه هدايت كردن . در اين صورت هيچ‌گونه مصلحتى عايد ما نمىشود و لذا نقش اماره در اينجا تنها عذر درست كردن براى ماست تا كه ما فرداى قيامت معذور بوده و مؤاخذه نشويم . * نظر جناب آخوند در اين مسئله چيست و نهايتا چه پاسخى به سؤال مورد نظر مىدهند ؟