كه به زيارت كاظمين و كربلا نروند ، و چون چند ماه گذشت وزير ( خليفه ) باقطانى را خواست و گفت :
بفرزندان فرات كه ( در زمرهء وزراى بنى عباس و از شيعيان بودهاند ) و ساكنين برس ( كه دهى است ميان حله و كوفه ) بگو به زيارت كاظمين و كربلا نرويد كه خليفه دستور داده زوار را بجويند و دستگير كنند .
و احاديث در اين باره بسيار و در كتابهائى كه در احوالات حضرت قائم عليه السّلام نوشته شده موجود است ، و ما اگر بخواهيم همه را در اينجا ذكر كنيم كتاب طولانى گردد و به همين مقدار به حمد اللَّه و منه كفايت است .
باب ( 40 ) در ذكر علامات و نشانههاى ظهور حضرت قائم عليه السّلام و مدت آن و شرح روش آن بزرگوار و طرز حكمرانى و شمهء از آنچه در دوران دولت و سلطنت او بظهور رسد .
بدان كه رواياتى در ذكر نشانههاى زمان ظهور حضرت مهدى عليه السّلام رسيده كه پيش از ظهور آن بزرگوار آن نشانهها آشكارا شود و حوادثى پيش آيد :