تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
نامهء آن حضرت مىآمد كه حقوقى بجنيد - كشندهء فارس بن حاتم بن ماهويه ( بدعتگزار معروف ) - و أبى الحسن و برادرم بدهند ، و چون امام عسكرى عليه السّلام از دنيا رفت نامهء از حضرت صاحب عليه السّلام رسيد حقوق ابى الحسن و رفيقش را بپردازند و در بارهء جنيد چيزى نوشته نشده بود ، حسن بن محمد گويد : من غمگين شدم ، و پس از چندى خبر مرگ جنيد رسيد . ( مترجم گويد : فارس بن حاتم بن ماهويه مردى هرزه و بدعتگزار و دروغگو و غالى مذهب بوده و حضرت هادى يا امام عسكرى عليه السّلام دستور قتل او را صادر فرموده و او را مهدور الدم دانستند ، و براى كشنده‌اش بهشت را ضمانت كردند ، جنيد بر او دست يافته و او را كشت ) . 19 - و از عيسى بن نصر روايت كرده كه على بن زياد صيمرى نامهء به حضرت نوشت و كفنى خواست ، حضرت در پاسخش نوشت : تو در سال هشتاد بدان محتاج خواهى شد ، و او در سال هشتاد مرد ، و ( چند روز ) پيش از مرگش كفن را براى او فرستاد . ( توضيح - مقصود از هشتاد ، سال دويست و هشتاد است و ممكن است هشتاد سالگى او باشد ولى احتمال اول ظاهرتر است ) . 20 - و از محمد بن هارون روايت كند كه گفت : من بناحيهء مقدسه پانصد دينار بدهكار بودم و توانائى پرداخت آن را نداشتم ، آنگاه با خود گفتم : من دكانهائى دارم كه آنها را بپانصد و سى دينار خريده‌ام و به همان پانصد دينار به حساب بدهى بناحيه قرار دادم و با كسى در اين باره صحبت نكردم ، پس نامهء بمحمد بن جعفر رسيد كه دكانها را از محمد بن هارون در برابر پانصد دينار طلب ما را از او بگير . 21 - و از على بن محمد روايت كرده كه گفت : از طرف حضرت صاحب عليه السّلام دستور رسيد