1 - على بن بلال مهلبى ( بسندش ) از سيف بن عميرة حديث كند كه گفت : نزد منصور دوانيقى بودم بىمقدمه آغاز سخن كرده گفت : اى سيف بن عميرة بناچار بنام مردى از نژاد ابى طالب از آسمان ندا شود ! گفتم اى امير المؤمنين ، قربان ! شما اين حديث را روايت ميكنى ؟ گفت : آرى سوگند بدان كه جانم بدست او است به گوش خود شنيدهام ، گفتم : اى امير المؤمنين من اين حديث را پيش از اين نشنيده بودم ! منصور گفت : اى سيف اين حديث حق است و هر گاه چنين شود ما نخستين كسى هستيم كه آن را اجابت كنيم ، آگاه باش كه اين آواز در بارهء مردى از پسر عموهاى ما است ، گفتم : از نسل فاطمه عليها السّلام ؟ گفت : آرى ، اى سيف اگر اين حديث را از حضرت محمد بن على باقر ( عليه السّلام ) نشنيده بودم اگر همهء مردم روى زمين برايم ميگفتند ، باور نميكردم ، ولى گوينده محمد بن على است .
2 - عبد اللَّه بن عمر گويد : رسول خدا ( ص ) فرمود : قيامت بر پا نشود تا اينكه مهدى از فرزندان من بيايد ، و مهدى نيايد تا شصت دروغگو كه هر كدام گويند : من پيغمبرم ، بيايند .
3 - ابو حمزهء ثمالى گويد : به امام باقر عليه السّلام عرضكردم : آمدن سفيانى از نشانههاى حتمى است ؟ فرمود : آرى ، و صداى آسمانى حتمى است ، و طلوع خورشيد از مغرب حتمى است ، و اختلاف بنى عباس در سلطنت حتمى است ، و كشته شدن نفس زكيه حتمى است ، و خروج حضرت قائم آل محمد
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 347
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٣٤٧