براى او نوشت : شما شر ايشان را كفايت خواهيد كرد ان شاء اللَّه ، گويد : پس جعفرى با گروهى اندك براى جنگ با ايشان بيرون تاخت و آنها بيش از بيست هزار بودند و با اين حال تار و مارشان كرد .
8 - و از محمد بن اسماعيل علوى روايت كند كه گفت : حضرت عسكرى را نزد على بن اوتاش ( يا على بن نارمش - چنانچه در برخى از نسخهها است ) زندان كردند ، و اين مرد سختترين دشمنان آل محمد ( ص ) بود و بسيار با خشونت نسبت بفرزندان و خاندان ابى طالب رفتار ميكرد ، و به او دستور دادند هر چه ميتوانى نسبت به او سخت گيرى و آزار كن ! ، گويد : بيش از يك روز نگذشت كه آن مرد در برابر آن حضرت گونه بر خاك گذارد ( كنايه از شدت فروتنى است ) و بواسطهء احترام و بزرگداشت آن حضرت در برابرش ديده به او نمىانداخت و سر به زير بود ، و هنگامى كه حضرت از پيش او بيرون رفت آن مرد از بهترين شيعيان خوش عقيده و ستايشگر آن حضرت شده بود .
9 - و از ابى هاشم روايت كند كه گفت : از تنگى زندان و فشار كند و زنجير ( كه گرفتار شده بودم ) بدان حضرت شكايت كردم ! حضرت به من نوشت : امروز نماز ظهر را در منزل خودت خواهى خواند ، گويد :
هنگام ظهر آزاد شدم و چنانچه فرموده بود نماز ظهر را در خانهء خود خواندم . و من در فشار و تنگدستى بودم و خواستم در آن نامه كه ( از زندان ) برايش نوشتم كمكى بخواهم ولى خجالت كشيدم ، همين كه به خانه رسيدم حضرت صد دينار برايم فرستاد و به من نوشت : هر گاه حاجتى داشتى شرم و ملاحظه نكن ، و آن را بخواه كه آنچه خواهى به تو خواهد رسيد ان شاء اللَّه .
10 - و از نصير خادم روايت كرده كه گفت : بارها از حضرت عسكرى عليه السّلام شنيدم كه با غلامان
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 316
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٣١٦