دينار تا سيصد دينار بود ، و كيسههاى پول اعطائى موسى عليه السّلام ضرب المثل بود .
و ابن عمار و ديگران روايت كردهاند كه در سالى كه هارون الرشيد حج بجا آورد همين كه نزديك شهر مدينه رسيد بزرگان و وجوه شهر باستقبال هارون آمدند و پيشاپيش آنها حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام بر استرى سوار بود ، ربيع ( دربان مخصوص هارون رو به آن حضرت كرده ) گفت : اين مركب چيست كه با آن بديدار امير المؤمنين آمدهاى ؟ اگر با آن بدنبال دشمن روى به او نخواهى رسيد و اگر دشمن بدنبال تو آيد از دست او بدر نخواهى رفت ؟ حضرت فرمود : اين مركب از سرفرازى و تكبر اسب پستتر و از زبونى و خوارى الاغ بالاتر است و بهترين هر چيز ميانه و حد وسط آن است .
گويند : چون هارون وارد مدينه شد رو بقبر شريف پيغمبر ( ص ) براى زيارت آن بزرگوار نهاده و مردم نيز همراهش بودند ، پس هارون پيشاپيش همه بسوى قبر مطهر ايستاده گفت : « درود بر تو اى رسول خدا ، درود بر تو اى پسر عمو » و مقصودش اين بود كه به خود ببالد ( و بفهماند كه مقام من از ديگران برتر است ، چون من پسر عموى پيغمبرم ) پس حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام پيش قبر آمده گفت :
« درود بر تو اى رسول خدا ، درود بر تو اى پدر » ( و مقصود آن حضرت عليه السّلام اين بود كه عوام فريبى هارون را بمردم بفهماند ، و برترى مقام خويش را بر هارون بآنانان گوشزد سازد ) هارون از اين جريان رنگ صورتش گشت و آثار خشم در چهرهاش آشكار شد .
ابو زيد روايت كرده كه محمد بن حسن در مكه در حضور هارون از حضرت موسى جعفر عليهما السّلام پرسيد : آيا براى شخص محرم ( كه لباس احرام عمره يا حج بتن دارد ) جايز است كه در زير سايهء سقف
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 226
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٢٢٦