23 - حسن بن محمد ( بسند خود ) از عمر بن على از پدرش على بن الحسين عليهما السلام روايت كند كه فرمود : چيزى مانند پيشدستى كردن در دعا نديدم ، زيرا در هر زمان اجابت دعا براى بنده آماده نيست .
( يعنى پيش از گرفتارى و حاجت خواستن بايد دعا كرد زيرا ممكن است همان پيش دستى و پيشگيرى در دعا از بلائى كه مقدر شده پس از اين برسد جلوگيرى كند و حاجتى كه قرار است پس از اين باجابت رسد ، بدان واسطه باجابت رسد ، و چنان نيست كه هر زمان انسان دعا كرد اجابت بدنبال آن باشد ، و اين دستورى است براى آنكه بندهء خدا در همهء اوقات از دعا دست برندارد ، و چنين نباشد كه تنها در هنگام گرفتارى و حاجت دعا كند ) .
24 - و از جمله دعاهائى كه از آن حضرت رسيده هنگامى كه مسرف بن عقبة ( براى سركوبى مردم مدينه ) بدان سو رهسپار شد ( و شرح آن پس از دعا بيايد ) اين دعا بود : ( كه ترجمهاش چنين است : ) « پروردگارا چه بسيار نعمتى كه به من ارزانى داشتى و سپاسگزارى من براى تو در برابر آن اندك بود ، و چه بسا پيش آمد ناگوارى كه مرا بدان مبتلا ساختى و بردبارى من در برابرش اندك بود ، پس اى خدائى كه هنگام ارزانى داشتن نعمتش سپاسگزارى من اندك بود ولى دست از يارى من برنداشتى ، اى بخشايشگرى كه هرگز بخشش او منقطع نگردد ، و اى آنكه داراى نعمتهاى بيشمارى ، بر محمد و آل او درود فرست ، و شر اين مرد را از من بگردان ، پس من همانا تو را برابر او قرار دادم ( و از تو ميخواهم كه از آنرو كه بسوى من آيد او را بازگردانى ) و از بدى و آزارش به تو پناه مىبرم » .
پس مسرف بن عقبه بمدينه آمد ، و گويند : هدفش تنها آزار على بن الحسين ( ع ) بود ولى بوسيلهء اين دعا از شر او سالم مانده ، و او را اكرام نموده و با او احسان و مهربانى كرد .
( مترجم گويد : از داستانهاى ننگين دوران يزيد و بنى اميه جريان آمدن مسرف بن عقبه بمدينه
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 151
مساهمون: الشيخ المفيد
ص١٥١