ديدگان به او متوجه شد ، و از آنجا كه در نظرشان شخصيتى بزرگ و با عظمت جلوه كرده بود از يك ديگر مىپرسيدند : اين كيست ؟ اين كيست ؟ فرزدق شاعر در آنجا بود ، پس ( براى معرفى آن بزرگوار اشعارى انشاء كرده ) گفت :
1 - اين مرد كسى است كه سنگريزههاى مكه جاى پاى او را مىشناسند ، خانهء كعبه و بيانهاى حجاز از حل و حرم او را مىشناسند .
2 - اين فرزند بهترين همهء بندگان خدا است ، اين همان مرد پرهيزكار و پاكيزه و پاكى است كه نشانهء ( خداوند در روى زمين ) است .
3 - هنگامى كه براى دست ماليدن و بوسيدن حجر الاسود مىآيد ( و دست به ديوار خانهء كعبه مىنهد ) نزديك است ركن حطيم ( آن قسمت ديوارى كه در ميان حجر الاسود و درب خانهء كعبه است ) بخاطر آشنائى با آن دست ، آن را نگهدارد .
4 - از حيا و شرمى كه دارد چشمان خويش بر هم مينهد ، و ديگران نيز بخاطر شكوه و بزرگيش چشم خود بر هم مىنهند ( و نميتوانند در رخسارش نگاه كنند ، و با او سخن گويند ) و با او سخن نگويند جز آنگاه كه تبسم كند ( كه در آن هنگام مردمان جرأت سخن گفتنش پيدا كنند ) .
5 - كداميك از بندگان خدا هستند كه نعمتهائى از برترى داشتن اين مرد يا از براى او بگردنشان نباشد ! .
6 - هر كه خدا را بشناسد برترى و پيشى اين مرد را نيز بشناسد ، و دين و آئين از خانهء اين مرد بدست امتها رسيد .
7 - هر گاه قريش او را ديدار كنند گويندهء ايشان گويد : بجوانمرديها و بزرگواريهاى اين مرد كرم و جوانمردى پايان پذيرد .
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 150
مساهمون: الشيخ المفيد
ص١٥٠