و وضوئى نيكو ساخت و نمازى به تنهائى خواند و مردم او را مينگريستند ، سپس دعاهائى خواند كه بيشتر مردم شنيدند ، سپس بسوى فرات پيش رفت و عصائى در دست داشت ، تا اينكه آمد و با آن عصا بر روى آب زده فرمود : باذن خدا و خواست او كم شو ، پس آب فرو نشست بدانسان كه ماهيان در ته آب نمودار شدند ، پس بسيارى از آنها با جملهء « السّلام عليك يا امير المؤمنين » بر آن حضرت سلام كردند و اقسامى از آنها سلام نكردند و آنها ( چند نوع بودند به اين نامها ) : جرى ، مارماهى ، زمار ، پس مردم از اين جريان در شگفت شدند و از سبب سخن گفتن آنها كه سخن گفتند ، و سخن نگفتن آن دستهء ديگر پرسيدند ؟ حضرت فرمود : خداوند آن دسته از ماهيان كه پاك و حلال بودند براى من به زبان آورد و آن دسته را كه حرام گوشت و پليد و دور از رحمت و بركت كرده بود بسخن نياورد .
و اين خبرى است مشهور كه شهرتش در نقل و روايت مانند شهرت سخن گفتن گرگ با پيغمبر ( ص ) ( كه در باب معجزات رسول خدا ( ص ) رسيده است ) و مانند تسبيح گفتن سنگريزه در دست آن حضرت و نالهء ستون مسجد براى او ، و طعام دادن گروه بسيار از توشهء اندك مىباشد ، و كسى كه بخواهد در آن طعن زند شبههء در آن نيابد جز بدان چه طعن زنندگان در باب معجزات پيغمبر ( ص ) دستاويز خود كردهاند .
[ فصل ( 78 ) داستان اژدها و تكلم با آن حضرت ]
و نيز راويان اخبار و حافظان آثار داستان اژدها و معجزهء شگفتآور او را در آن باره مانند همين