[ فصل ( 79 ) رفع استبعاد از داستان سابق ]
و چه بسا گروهى از نادانان دور پندارند و استبعاد كنند كه جن در صورت حيوانى درآيد كه سخن گفتن نتواند ، در صورتى كه ( مانند ) اين جريان در نزد عرب پيش از بعثت پيغمبر ( ص ) و پس از آن معروف است ، و اخبار مسلمانان در اين باره ( بسيار است كه ) يك ديگر را در نقل آن كمك كنند ، و اين دور تر نيست از آن داستانى كه همهء مسلمانان بر آن اتفاق دارند كه شيطان براى ( مشورت با ) آنان كه در دار الندوه گرد آمدند ( و براى گرفتن تصميم قطعى و يكسره كردن كار رسول خدا ( ص ) بشور پرداختند ) به صورت پيرمرد نجدى آمد و در انجمن ايشان كه براى نقشه كشيدن در بارهء رسول خدا ( ص ) تشكيل شده بود شركت كرد ، و همچنين پديدارشدنش در جنگ بدر براى مشركان به صورت سراقة بن جعشم مدلجى ، و گفتار خداى تعالى ( كه از زبان شيطان حكايت كند كه گفت ) : « نيست چيرهشوندهء شما را امروز از مردم و من پشتيبان شما هستم » - خداى عز و جل ( بدنبال آن ) فرمايد : « و چون دو سپاه يك ديگر را ديدار كردند ( شيطان ) برگشت بپاشنههاى خود ( و پس پس برفت ) و گفت همانا من بيزارم از شما زيرا كه من ميبينم آنچه را شما نمىبينيد ، و همانا من از خدا مىترسم و خداوند سخت شكنجه است » ( سورهء انفال آيهء 48 ) و هر كس بخواهد در اين آياتى كه ذكر شد طعن زند گفتارش همانند گفتار بىدينان و كافران مخالف اسلام است ، و طعن اينان همانند طعنى است كه در معجزات و نشانههاى پيغمبر ( ص ) زدهاند ، و همهء اينها بازگشتش بسخنان بىپايه و اساس برهمنان و زنديقان است كه در بارهء معجزات و نشانههاى فرستادگان خدا عليهم السلام گفتهاند ، و درستى آن معجزات و ثبوت داستان نبوت بر ايشان حجت است .