كه براى شنيدن وحى بشما دست داده بود نمىتوانستم ( سر شما را بر زمين نهاده و ) ايستاده نماز بخوانم ! به او فرمود : خدا را بخوان تا خورشيد را برايت باز گرداند و تو نمازت را چنانچه از تو فوت شده ايستاده بخوانى زيرا ( اگر در اين باره خدا را بخوانى ) خداوند دعايت را مستجاب كند چون تو در حال اطاعت خدا و رسول او بودهاى ، پس امير المؤمنين عليه السّلام برگشتن خورشيد را از خداوند درخواست كرد و خورشيد بازگشت و در آنجائى از آسمان قرار گرفت كه وقت نماز عصر بود ، پس امير المؤمنين عليه السّلام نماز عصر را دو وقت خواند سپس خورشيد غروب كرد ، اسماء گويد : به خدا سوگند هنگام غروب كردن صدائى از آن شنيديم مانند صداى اره ( هنگام كشيدن ) در ميان چوب .
( 30 ) و اما برگشتن خورشيد براى او پس از وفات پيغمبر ( ص ) چنان بود كه چون در شهر بابل ( كه نزديك كوفه است ) آن حضرت عليه السّلام خواست از شط فرات بگذرد بسيارى از همراهان او سرگرم گذراندن چهارپايان و اثاثيهء خود از آب گشتند ، و خود آن جناب با گروهى نماز عصر را خواند ، و هنوز همهء ياران و همراهانش از آب نگذشته بودند كه خورشيد غروب كرد و بسيارى نمازشان قضا شد و فضيلت نماز جماعت با آن حضرت نيز عموما از دستشان رفت ، پس با آن حضرت در اين باره سخن گفتند ، چون سخن ايشان را شنيد از خداى تعالى درخواست نمود كه خورشيد را برگرداند تا همهء همراهانش نماز عصر را به جماعت با آن حضرت در وقت بخوانند ، و خداى تعالى دعاى او را مستجاب فرمود و خورشيد در افق بازگشت تا همان جا كه وقت نماز عصر بود ، و چون سلام نماز را دادند غروب كرد ، و هنگام غروب كردنش صداى شديدى از آن برخاست كه موجب هول و ترس مردم شد و ذكر « سبحان اللَّه » و « لا إله الا اللَّه » و « استغفر اللَّه » را بسيار بر زبان جارى كردند و براى اين نعمتى كه بر ايشان آشكار شد « الحمد للَّه » گفته خداى را سپاسگزارى كردند و اين خبر در
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 347
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٣٤٧