ميان شهرها پيچيد ، و زبانزد مردم گشت ، و در همين باره سيد حميرى رحمه اللَّه ميگويد :
1 - هنگامى كه نماز از او قضا شد خورشيد كه نزديك بود غروب كند براى او برگشت .
2 - تا اينكه در جاى وقت نماز عصر آمد و نورش ميدرخشيد ، و پس از نماز مانند ستارهء كه در افتد ، فرو رفت .
3 - و يك بار ديگر نيز در بابل خورشيد برايش برگشت ، و براى هيچ كس از آنان كه براى درستى گفتار خود دليل و برهان آوردند ( يعنى آنان كه معجزه دارند ) خورشيد برنگشت .
4 - جز براى يوشع و پس از او براى على ، و اين برگشتن خورشيد از امر شگفت انگيزى پرده بردارد .
[ فصل ( 77 ) سخن گفتن با ماهيان شط فرات ]
و از جمله معجزات آن حضرت معجزهاى است كه ناقلين آثار آن را روايت كرده و در ميان مردم كوفه مشهور گشته چون اين خبر در تمام آن پراكنده شد و بشهرهاى ديگر نيز رسيد ، از اين رو دانشمندان آن را يادداشت كردهاند و آن داستان سخن گفتن ماهيان شط فرات در كوفه با آن حضرت عليه السّلام بود . ( 30 ) و جريان چنانچه روايت كردهاند اين بود كه آب فرات طغيان كرد و باندازهء زياد شد كه مردم كوفه از غرق شدن ترسيدند و بأمير المؤمنين عليه السّلام پناهنده شدند ، پس آن حضرت بر أستر رسول خدا ( ص ) سوار شد و از خانه بيرون آمد مردم نيز بدنبال او آمده تا بكنار شط فرات رسيدند ، در آنجا از استر به زير آمد