[ فصل ( 51 ) يكى ديگر از خطبههاى آن حضرت ]
و نيز مسعدة بن صدقه از امام صادق عليه السّلام حديث كند كه امير المؤمنين عليه السّلام در مدينه براى مردم خطبه خواند و پس از حمد و ثناى پروردگار متعال فرمود : همانا ( بدانيد كه ) خداى تعالى هيچ گاه گردنكشان روزگار را نابود نكرده مگر پس از مهلت دادن و آسودگى ، و شكستگى استخوان هيچ يك از امتها ( ى گذشته ) را اصلاح نكرده ( و سختى و ستم را از ايشان دور نساخته ) مگر پس از تنگى و بلاء ، اى گروه مردم در برابر آنچه از سختيها بدان رو آوردهايد ، و گرفتاريهاى بزرگى كه از زمان پشت سر گذاردهايد عبرت است ، ولى ( چه بايد كرد كه ) هر كه دل دارد خردمند نيست ، و هر گوشدارى شنوا نيست ، و هر كس كه به چشم نگاه كند بينا نيست ، آگاه باشيد اى بندگان خدا پس نيك نظر كنيد در آنچه شما را به كار آيد ، سپس بنگريد بسراهاى گشادهء آن كس كه خداوند او را بپاداش كردارش هلاك ساخت ، و بروش فرعونيان زندگى ميكردند داراى باغهاى و چشمهها و كشتزارها و مقامى بس بزرگ بودند ، پس اينها همه ميدان عبرتى براى مردمان كنجكاو و با فراست است ، و همانا آن راه آشكار ثابتى است كه هر كس در آن پا نهد او را از نابودى بدنبال خوشى و ناز و نعمت بيم دهد ، و آسودگى خيال شادكامى انسان را بازگرداند و براى آن كس از شما كه شكيبائى ورزد سرانجام نيك است ، و براى خدا است فرجام كارها ، پس واى به حال خردمندان ! چگونه بگذرگاه سيلها رحل اقامت افكندهاند ، و به خود بندند چيزى كه ايمن از زوال نيست ، واى به حال اين امتى كه از جادهء راست منحرف گشته ، و از درك كمالات و رشد خود باز مانده ، پيروى راه پيمبرى را نميكنند ، و دنبال كردار وصى پيغمبر نميروند ، و بغيب ( يعنى خدا و قيامت ) ايمان