تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
جلوگيرى كنند جز اينكه آواز بگريه بلند كنند و فرياد كنند : اى مسلمانان ( بدادمان برسيد ) و فريادرسى نبوده كه آنان را فريادرسى كند ، و ياورى نبوده كه ياريشان نمايد ، پس اگر مرد مؤمن از اندوه شنيدن اين جنايات بميرد ( جا دارد ) و نزد من چنين كسى مورد ملامت و سرزنش نيست ، بلكه در پيش من چنين كسى نيكوكار و نيكرفتار است ، اى بسا جاى شگفت و حيرت است از پشت بهم دادن و كمككارى اين مردم بر باطلشان ، و سستى شما از ( دين ) حق خود ، همانا شما نشانه و هدف قرار گرفته‌ايد كه بسوى شما تير اندازى كنند ولى شما تيرى نيندازيد ، و بجنگ شما آيند ولى شما بجنگ نرويد ، و ( آشكارا ) خدا را نافرمانى كنند و شما بدان رضايت داده‌ايد ، دستهاى شما خاك آلوده باد ( و خير و خوشى نبينيد ) اى كسانى كه مانند شترانى هستيد كه ساربانش از آنها دور گشته ، هر گاه از سوئى گرد آيند از سوى ديگر پراكنده شوند .

[ فصل ( 46 ) سخنان آن حضرت در مقام دادخواهى از دشمنان ]

و از سخنان آن حضرت عليه السّلام است كه در مقام دادخواهى از دشمنان خود ، و آنان كه او را از حقش باز داشتند فرموده ، و آن روايتى است كه عباس عبدى ( بسند خود ) از مردمى روايت كند كه گفتند : شنيدم از امير المؤمنين عليه السّلام كه مىفرمود : از روزى كه خداوند محمد ( ص ) را ( بپيغمبرى و نبوت ) برانگيخت آسودگى و خوشى زندگى نديدم ، و سپاس ميكنم خدا را ، ( يعنى به حمد للَّه خداوند تاب تحمل سختيها و رنجها را به من داد ) در خورد سالى انديشناك بودم ، در بزرگى پيكار و جهاد كردم ، با مشركين جنگ ميكردم و با منافقين دشمنى داشتم تا آنگاه كه خداوند جان پيغمبرش ( ص ) را گرفت كه مصيبت بزرگ آن روز