خودتان ( از دستبرد و خرابى دشمن ) باز ميداريد ( شرح آن در فصل ( 41 ) گذشت ) و با كدام امام و پيشوائى پس از من بجنگ ميرويد ، به خدا سوگند گولخورده آن كسى است كه شما گولش زنيد ، و كسى كه بكمك شما پيروز گردد ( مانند كسى است كه ) به تيرى دست يافته ( شرحش در فصل ( 40 ) گذشت ) به روزى درآمدهام كه به يارى شما طمع ندارم ( و اميدوار نيستم ) و گفتارتان را باور نكنم ، خداوند ميان من و شما جدائى اندازد ، و دنبال آورد بجاى شما براى من كسى را كه او بهتر است براى من از شما ، و دنبال آورد بجاى من براى شما كسى كه بدتر است براى شما ، پيشواى شما پيروى خدا كند و شما نافرمانى او كنيد ، و پيشواى مردم شام ( معاويه ) خدا را نافرمانى كند ولى آنان از او فرمانبردارند ؟ به خدا سوگند دوست داشتم همانا معاويه با من شما را جابجا ميكرد مانند خورد كردن دينار بدرهم ، پس ده تن از شما را از من ميگرفت و يكتن از آن مردم را به من ميداد ، به خدا سوگند دوست داشتم كه من شما را نميشناختم و شما مرا نميشناختيد زيرا اين شناسائى ( ما و شما ) بپشيمانى كشيد شما كه سينهام را از اندوه تباه ساختيد ، و بسبب بىاعتنائى و نافرمانى كار را بر من فاسد كرديد تا آنجا كه قريش گفتند : همانا على مرد شجاع و دليرى است ولى بجنگ كردن دانا نيست ؟ خدايشان بيامرزد آيا هيچ كس در ميان آنها هست كه ممارستش در جنگ بيش از من و در برابر سختيهاى آن پابرجاتر باشد ، هنوز بسن بيست سالگى نرسيده بودم كه آماده جنگ گرديدم و اكنون زياده از شصت سال از عمرم ميگذرد و ليكن سرانجام ندارد كار كسى كه فرمانش نمىبرند آگاه باشيد به خدا هر آينه دوست دارم پروردگارم مرا از ميان شما بسوى رضوان خود ببرد ، و همانا مرگ چشم به راه من است پس چه چيز از بدبختترين اين امت جلوگيرى كند كه آن را خضاب كند - و دست بسر و ريش خود كشيد - ( يعنى محاسن مرا از خون خضاب كند ) اين عهد و پيمانى است كه پيغمبر ( ص )
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 276
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٢٧٦