تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
چون آگاه شدند گرفتار شده و در جنگ فرو رفته بودند پس كشته شدند ، سپس اندكى راه رفت و بكعب بن سور گذر كرده فرموده : اين مرد بر ما شوريد و در گردن خود قرآنى داشت و مىپنداشت كه مادرش را ( يعنى عايشه كه او را ام المؤمنين - مادر مؤمنين - ميخواندند ) يارى مىكند ، مردم را به آنچه در قرآن بود ميخواند در صورتى كه خود او نميدانست چه در آن است ، سپس مددخواهى از خدا خواست كه بر ما پيروز شود پس نااميد شد از مدد الهى هر ستمكار عناد پيشه‌اى ، آگاه باشيد كه او از خدا خواست مرا بكشد و خدا او را كشت ، كعب بن سور را بنشانيد ، پس او را نشاندند ، امير المؤمنين عليه السّلام به او فرمود : اى كعب من آنچه پروردگارم به من وعده فرموده بود حق و درست يافتم ، آيا تو نيز آنچه پروردگارت به تو وعده كرده بود حق يافتى ( و ديدى كه درست و صحيح است ؟ ) سپس فرمود : بخوابانيد كعب را ، و بطلحة عبور كرده فرمود : اين بود شكنندهء بيعت با من و فتنه انداز در ميان امت و لشكر كشانندهء بر سر من و خوانندهء مردمان بسوى جنگ و كشتن من و كشتن خاندانم ، طلحة را بنشانيد ، پس او را نشاندند ، امير المؤمنين عليه السّلام به او فرمود : اى طلحة براستى من آنچه پروردگارم به من وعده فرموده بود به حق دريافتم پس آيا تو نيز آنچه پروردگارت به تو وعده كرده بود به حق يافتى ؟ سپس فرمود : طلحة را بخوابانيد و گذشت ، پس برخى از كسانى كه همراه آن حضرت عليه السّلام بودند عرضكردند : اى امير مؤمنان آيا با كعب و طلحة پس از كشته‌شدنشان سخن ميگوئى ؟ فرمود : به خدا سوگند سخن مرا شنيدند چنانچه شنيدند سخنان رسول خدا ( ص ) را آنان كه در جنگ بدر ( از مشركين كشته شدند و اجسادشان را ) در گودالى ريختند ( و پيغمبر بالاى آن گودال آمده به همين گونه كه من گفتم با ايشان سخن گفت ) .
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 251 | الشيخ المفيد / سيد هاشم رسولى محلاتى