[ فصل ( 26 ) سخنان او پس از تمام شدن جنگ جمل ]
و از سخنان آن حضرت عليه السّلام است كه چون در بصره بمردم آن شهر پيروز شد پس از حمد و ثناى پروردگار فرمود : پس همانا خداوند داراى رحمت پهناور و آمرزش هميشگى و گذشت بسيار و عقاب دردناكى است ، مقرر فرموده كه رحمت و آمرزش و گذشت او براى فرمانبران از بندگانش باشد ، و بوسيلهء رحمتش راه يافتگان را هدايت فرمود ، و مقرر داشت كه خشم و قهر و عقابش براى بندگانى باشد كه فرمانش نبرند ، و گمراهى گمراهان پس از راهنمائى كردن و برهانهاى روشن است ( يعنى خداوند حجت را تمام كرده و سبب گمراه شدن آنان كه گمراه شوند خودشان هستند ) شما اى مردم بصره چه پنداريد با اينكه بيعت مرا شكستيد و دشمن مرا بر من كمك دادهايد ؟ ( اكنون با شما چه كنم ؟ ) مردى برخاست و گفت : ما گمان نيكى در بارهء تو داريم ، و مىبينيم كه بر ما پيروز شده و قدرت در دست تو است ، پس اگر ما را عقوبت كنى ما سزاواريم زيرا ما دست بنافرمانى و گناه زدهايم ، و اگر گذشت فرمائى گذشت در نزد خداى تعالى محبوبتر است ، حضرت فرمود : از شما گذشتم ولى از فتنه بپرهيزيد زيرا شما نخستين مردمى هستيد كه پيمان شكستيد و در گروه فشردهء اين امت شكاف وارد كرديد ، ( راوى ) گويد : پس از اين سخنان آن حضرت عليه السّلام نشست و مردم با او بيعت كردند .
[ فصل ( 27 ) نامه آن حضرت پس از ورود به كوفه ]
سپس حضرت جريان پيروزى جنگ بصره را در ضمن نامهء بمردم كوفه چنين نوشت : بنام خداوند بخشاينده مهربان ( اين نامهايست ) از بندهء خدا على بن ابى طالب امير مؤمنان بمردم كوفه : سلام عليكم