تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
داود عليه السّلام از راه الهام كه در حكم وحى الهى است و چنان است كه از جانب خدا بطور صريح دستورى فرود آيد على عليه السّلام نيز آنچنان داورى مىكند . و از جمله داوريهائى كه در همان زمان كه آن حضرت عليه السّلام در يمن بود پيش او آوردند داستان گودالى است كه براى شكار كردن شير كنده بودند ، و شيرى در آن گودال افتاد ، مردم براى تماشاى آن شير بكنار گودال آمدند ، پس مردى بلب گودال آمده ( كه شير را ببيند ) پايش لغزيد ( و براى اينكه در در گودال نيفتد ) بمرد ديگرى چسبيد ، آن مرد دومى بمرد ديگرى آويزان شد ، مرد سومى نيز به ديگرى چسبيد ، و بدين ترتيب هر چهار نفر در گودال افتادند و شير بهر چهار تن حمله كرده آنان را پاره كرد و همگى هلاك شدند ، على عليه السّلام حكم فرمود : كه مرد نخستين طعمهء شير است و يك سوم ديه ( و پول خون ) مرد دوم به گردن او است ( كه بايد از مال او از ورثه‌اش بگيرند و بورثهء مرد دوم بدهند ) و مرد دوم نيز دو سوم پول خون مرد سوم را بايد بپردازد ، و مرد سوم همهء پول خون مرد چهارم را بايد بپردازد ، اين داورى به گوش پيغمبر ( ص ) رسيده فرمود : هر آينه أبو الحسن ( عليه السّلام ) در بارهء آنان بداورى خداى عز و جل در بالاى عرش داورى كرده ( و بدون كم و زياد بر طبق حكم خداوندى حكم كرده است ) . سپس داورى ديگرى بنزد على عليه السّلام ( در يمن ) آوردند ، و جريان از اين قرار بود كه زنى از روى شوخى و تفريح زن ديگرى را به گردن خود سوار كرد ، زن ديگرى جز آن دو زن از راه رسيد و آن زن زيرين را نشگون گرفت ( يعنى با انگشتان خود جايى از بدن و پوست و گوشت او را فشار داد كه در فارسى آن را وشگون و نشگون و نشگنج نيز ميگويند ) در نتيجه آن زن از جا پريد و آن زن كه بر گردنش سوار بود به زمين خورده گردنش شكست و به هلاكت رسيد ، پس آن حضرت داورى كرد كه يكسوم پول خون آن زن را بايد زن سومى كه نشگون گرفته بپردازد ، و يكسوم آن را آن زن اولين كه او را بر گردن خود سوار كرده بود بپردازد ، و يكسوم پول خون او را هم بهدر داد ، بخاطر اينكه آن زن گردن شكسته بيهوده