تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
من آمديد ؟ گفتند : او بما دستور داده پيش تو بيائيم ، گفت : حيوانى حيوان ديگرى را كشته و چيزى بر صاحب آن نيست ، پس بنزد رسول خدا ( ص ) باز گشته و داورى ابو بكر را بعرض آن حضرت رساندند ، حضرت به آنان فرمود : بنزد عمر بن خطاب برويد و داستان خود را به او بگوئيد و از او داورى اين پيش آمد را بپرسيد ، پس بنزد عمر رفته و داستان خود را گفتند ، عمر گفت : چگونه رسول خدا ( ص ) را گذارده و بنزد من آمديد ؟ گفتند : همانا خود آن حضرت اين گونه بما دستور فرمود . عمر گفت چرا بشما دستور نداد كه بنزد ابى بكر برويد ؟ گفتند : اين دستور را نيز بما داد و بنزد او رفتيم ، گفت : او در اين باره بشما چه گفت ؟ گفتند : بما چنين و چنان گفت ، عمر گفت : من نيز بجز آنچه أبو بكر نظر داده است نظرى ندارم ، پس بنزد پيغمبر ( ص ) بازگشته جريان را بعرض رساندند پيغمبر ( ص ) فرمود : بنزد على بن ابى طالب برويد تا ميان شما داورى كند ، پس آن دو مرد بنزد آن حضرت عليه السّلام رفته و داستان خويش را باز گفتند ، على عليه السّلام فرمود : اگر گاو باصطبل و جايگاه الاغ رفته ( و آن را كشته است ) صاحب گاو بايد بهاى الاغ را به صاحب آن بپردازد ، و اگر الاغ بجايگاه گاو رفته و گاو در آنجا آن را كشته است بر صاحب گاو چيزى نيست ، پس بنزد پيغمبر ( ص ) بازگشته و داورى آن حضرت را بعرض رسانيدند ، رسول خدا ( ص ) فرمود : براستى على بن ابى طالب ميان شما بداورى و حكم خداوند داورى كرد ، سپس فرمود : سپاس خداى را كه در ميان ما خاندان قرار داد كسى را كه بروش داود عليه السّلام داورى مىكند . و برخى از سنيان گفته‌اند : اين داورى در يمن بوده ، و برخى چنانچه ما گفتيم گويند : ( در مدينه بوده است ) و مانند اين داوريها ( كه در زمان زندگى رسول خدا ( ص ) فرمود ) بسيار است و مقصود بيان شمهء از آنها بطور اختصار بود ( از اين رو به همين اندازه اكتفا مىشود ) .