[ فصل ( 55 ) داوريهاى آن حضرت در زمان حيات پيغمبر اكرم ص و حكم رسول خدا به صحت آنها دليل بر خلافت بلا فصل او از رسول خدا است به دليل آياتى چند از قرآن كريم ]
از آن جمله چيزى است كه راويان شيعه و سنى در داوريهاى آن حضرت در زمان زندگى رسول خدا ( ص ) حديث كردهاند ، و پيغمبر ( ص ) در آن داوريها حكم به صحت آنها فرمود و آنها را تصويب نموده ، و در بارهء آن حضرت بنيكى دعا كرده و او را بدان ستوده ، و فضيلت و برترى او را بر ديگران آشكار فرمود ، و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم آن داورىها را دليل و نشانهء بر سزاوار بودن او بجانشينى و زمامدارى پس از خود گرفت و اينكه او بايد در منصب امامت بر ديگران پيشى بگيرد ، چنانچه تنزيل قرآن نيز اين معنا را در بردارد ، و تأويل و تفسير آن نيز باثبات آنچه گفته شد گواهى دهد ( يعنى قرآن نيز گواهى دهد كه هر كس راهنما و راه بر بأحكام خدا است و دانشمندتر از ديگران است شايستهء پيشوائى و زمامدارى است ) در آنجا كه خداى عز و جل فرمايد : « آيا آنكه راهنمائى و هدايت كند بسوى حق سزاوارتر است كه پيروى شود يا آنكه خود راه نبرد تا رهبريش كنند ، پس چه شود شما را چگونه حكم كنيد » ( سورهء يونس آيهء 35 ) .
و گفتار ديگر خداى سبحان كه فرمايد : « آيا يكسانند آنان كه ميدانند و آنان كه نمىدانند جز اين نيست كه يادآور مىشوند خردمندان » ( سورهء زمر آيهء 9 ) و فرمايش خداى عز و جل در داستان حضرت آدم عليه السّلام كه فرشتگان عرضكردند : « آيا قرار دهى در زمين آن را كه فساد جويد و خونريزى كند در حالى كه ما ستايش و سپاس تو گوئيم و تو را تقديس كنيم گفت من ميدانم آنچه را كه شما نميدانيد ، و آموخت بآدم نامها را همگى ، سپس آنها را بر فرشتگان عرضه كرد و گفت خبر دهيد مرا از نامهاى اينان اگر هستيد راستگويان ، گفتند منزهى تو نيست ما را دانشى جز آنچه تو آموختى همانا توئى دانشمند حكيم ، گفت اى آدم آگهيشان ده بنامهاى آنان و چون آگهيشان داد بدان نامها گفت آيا به شما نگفتم كه من ميدانم