مخلصين برترى داشته باشد يا نزديك بكردار آنان و جهادى كه آنان دوست دارند باشد ، و در نتيجه اينان از زمرهء مخلصين جدا گردند بدان كوتاهيهائى كه روا داشتند .
[ فصل ( 41 ) رفتن على ع به طائف و شجاعت او ]
و چون خداى تعالى گروههاى مشركين را در جنگ حنين پراكنده ساخت آنان به دو گروه بخش شدند اعراب و بدويان بيابانى و پيروانشان بأوطاس ( كه نام قسمتى از بيابان نجد است ) رفته و قبيلهء ثقيف و پيروان آنها بطائف كوچ كردند ، پس پيغمبر ( ص ) ابو عامر اشعرى را با گروهى كه از آن جمله بود ابو موسى اشعرى آنان را بأوطاس فرستاد ، و ابو سفيان را بطائف روان داشت ، ابو عامر اشعرى پرچم جنگ را گرفته پيش افتاد و با مشركين جنگ كرد تا كشته شد ، پس مردم بابو موسى گفتند : تو پسر عموى فرمانده و امير ما ( كه كشته شد ) هستى ، پس تو پرچم را بدست گير تا با ما در پاى آن بجنگيم ، پس أبو موسى پرچم را گرفته و با مسلمانان جنگ كرد تا خداوند پيروزى بر دشمن را بهرهء ايشان نمود .
و اما أبو سفيان چون بقبيلهء ثقيف رسيد آنان پيش رويش درآمده و چنان شمشير زدند كه أبو سفيان بگريخت ، و بنزد رسول خدا ( ص ) بازگشته گفت : مرا با مردمى از هذيل و بدويان فرستادهء كه بدست آنان دلو را از چاه نتوان بالا كشيد ، اينها به كار من نخورند ! رسول خدا ( ص ) خاموش گشت سپس خود آن حضرت بسوى طائف حركت فرمود ، و چند روز دشمنان را محاصره كرد ، و در اين خلال أمير المؤمنين عليه السّلام را با جمعى از سواران روانه كرده ، و دستور داد آنچه بيابند پايمال نموده و هر بتى ببينند آن را