تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
نما و در بارهء آن فكر كن ، خواهى ديد كه هر فضيلتى بوده بهرهء آن حضرت شد بدانسان كه هيچ يك از امت با او شريك نگشت . زيرا آن حضرت بود كه با رسول خدا ( ص ) پا بر جا ماند آنگاه كه همهء مردم پا بفرار نهادند جز آن چند نفرى كه ماندنشان بواسطهء ماندن على عليه السّلام بود ، و ( اگر على عليه السّلام نمىماند آنان نيز نمانده بودند ) بدليل اينكه ما پس از بررسى در حالات آن حضرت و آن چند تن مىبينيم كه او در شجاعت و سختى و بردبارى و دليرى جلوتر از عباس و پسرش فضل و أبو سفيان بن حارث و آن چند تن ديگر بود زيرا داستانهاى شجاعت و شهامت او در جنگهائى كه هيچ كدام يك از آنها نبودند آشكار و معروف است و رو برو شدن او با پهلوانان عرب و كشتن آنان مشهور است ، ولى از آن چند تن چيزى شنيده نشده ، و كشتهء كه نسبت كشتنش را بايشان داده باشند ديده نشده و از اينجا دانسته شود كه پابرجا ماندن آنان نيز بواسطهء ثبات قدم آن بزرگوار بوده ، و اگر او نبود مصيبت جبران ناپذيرى در دين پيش مىآمد ، و روشن گردد كه بخاطر ماندن آن حضرت و بردبارى او با رسول خدا ( ص ) بود كه مسلمانان بجنگ بازگشتند و در برخورد با دشمن دلير شدند . از اين گذشته كشتن آن حضرت ابا جرول را كه پيشرو مشركين بود سبب هزيمت دشمنان و وسيلهء پيروزى مسلمانان گشت . و همچنين آن چهل نفرى كه آن حضرت به تنهائى كشت وسيلهء ديگرى براى شكست دشمن و بيچارگى و درماندگى آنان و پيروزى مسلمانان بود ، و اما آن كس كه پس از رسول خدا ( ص ) خود را در مقام جانشينى و خلافت بر آن حضرت پيش انداخت آزمايشى كه در اين جنگ بداد اين بود كه مسلمانان را بزيادى لشكر چشم زد و همين سبب هزيمت آنان گشت يا بطور مسلم اين هم يكى از اسباب هزيمت ايشان