برگير ( و از مهاجرين باش ) و اگر مىخواهى صد شتر برگير و در زمرهء آنان كه صد شتر گرفتند بوده باش گويد : عرضكردم : شما در بارهء من رأى بزن ( و به نظر شما من كداميك را اختيار كنم ؟ ) فرمود : ( اگر رأى مرا خواهى ) من به تو دستور دهم كه همان اندازه كه رسول خدا ( ص ) به تو داده بگير و به همان خوشنود باش ، عرضكردم : من نيز همين كار را خواهم كرد .
[ فصل ( 39 ) تقسيم غنائم جنگ حنين و اعتراض رئيس خوارج ]
و چون رسول خدا ( ص ) غنيمتهاى حنين را بخش فرمود مردى بلند بالا و گندم گون و خميده كه در پيشانى جاى سجده داشت پيش آمد و بدون اينكه به پيغمبر ( ص ) به تنهائى سلام كند سلام عمومى كرد ( يعنى گفت : السّلام عليكم . . . و اين از روى بىاعتنائى به پيغمبر ( ص ) بود ) سپس برسول خدا ( ص ) گفت :
امروز من ديدم كه در بارهء اين غنيمتها چه كردى ؟ فرمود : چگونه ديدى ؟ گفت : نديدم كه از روى عدالت و مساوات رفتار كرده باشى ؟ پيغمبر ( ص ) خشمگين شده فرمود : واى به حال تو اگر عدالت و برابرى نزد من نباشد پس نزد كه خواهد بود ؟ مسلمانان عرضكردند : آيا او را ( كه چنين بىادبى و گستاخى كرد ) نكشيم ؟ فرمود : او را واگذاريد كه به زودى پيروانى پيدا خواهد كرد ، و از دين بيرون روند همانسان كه تير از كمان بدر رود ، و خداوند آنان را بدست محبوبترين مردمان پس از من خواهد كشت ، پس أمير المؤمنين عليه السّلام در جنگ نهروان بهمراه خوارجى كه كشت او را نيز بكشت .
( مترجم گويد : از رواياتى كه شيعه و سنى روايت كردهاند چنين برمىآيد كه نام اين مرد حرقوص بن زهير بود كه در آخر كار رئيس خوارج شد و در جنگ نهروان بدست على عليه السّلام كشته شد ) .
[ فصل ( 40 ) نتيجه فصلهاى پيشين ]
اكنون ( در آنچه گفته شد ) تأمل و دقت كن و منقبتهاى أمير المؤمنين عليه السّلام را در اين جنگ ملاحظه