3 - و دهمين ما ( كه ايمن بن ام ايمن بود ) مرگ را ديدار كرد ، و از آنچه در راه خدا به او رسيد بود اظهار درد نميكرد .
و مقصودش از دهمين نفر ( چنانچه گفته شد ) ايمن بن ام ايمن است .
و چون رسول خدا ( ص ) گريختن و پراكندهگى مسلمانان را از نزد خود مشاهده فرمود بعباس بن عبد المطلب كه آوازش بسيار بلند بود ( و هر گاه فرياد ميزد صداى او به جاهاى دور دست ميرسيد ) فرمود :
به اين مردم فرياد بزن و عهد و پيمانى كه با من بستهاند به آنان ياد آورى كن ، پس عباس با بلندترين آواز خود فرياد زد : اى پيمان بستگان شجره ( درختى كه مسلمانان در پاى آن در جنگ حديبية با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پيمان بستند كه تا پاى جان و مرگ در پيشرفت هدف آن حضرت پايدارى كنند ، و چون اين پيمان در زير آن درختى كه در آن سرزمين بود بسته شد آن را ببيعت شجره ناميدند ) و اى اصحاب سورهء بقره بكجا ميگريزيد ( شايد مقصودش اين بوده كه اى كسانى كه سورهء بقره را در برداريد ، يا آنان را سرزنش مىكند كه شما مانند كسانى هستيد كه خداوند داستانشان را در سورهء بقره بيان كرده و فرموده : « و گاهى كه بر ايشان جنگ نوشته شد پشت كردند جز اندكى از ايشان . . . » آيه 246 از سورهء بقره ، و يا مقصود اين بوده كه اى كسانى كه سورهء بقرة را خواندهايد و آن همه آياتى كه در اين سوره در بارهء جهاد با مشركان و جنگ با كفار است ديدهايد ، مانند آيهء : «
وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ
» آيهء 191 ، و مانند آيهء : «
وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ
» آيهء 193 و ديگر آيات ، اينها وجوهى است كه مرحوم مجلسى ( ره ) در بحار فرموده ، و وجوه ديگرى نيز ذكر كرده كه هر كه خواهد مراجعه كند و بهر صورت عباس بسخن خود ادامه داده فرياد زد : ) به ياد آريد آن عهد و پيمانى كه با رسول خدا ( ص ) بستيد ، و مردم در آن حال رو گردان از دشمن شده ميگريختند ، و شبى بسيار تاريك بود ، رسول خدا ( ص ) نيز در وسط درهء كوه قرار داشت و مشركان ( كه پيش از رسيدن لشكر اسلام در تنگهها و درههاى كوه كمين كرده بودند ) از تنگهها و گوشه و كنار كوه با شمشيرهاى برهنه و نيزه و كمانهاى خود بيرون ريخته و به آن حضرت حملهور شدند ، و گويند : در آن حال رسول