بدست امير المؤمنين عليه السّلام جبران و تلافى كرد ، و شرح آن را پيش از اين ( در فصل 11 ) بيان داشتهايم ، و نيازى بتكرار آن در اينجا نيست .
[ فصل ( 38 ) جنگ حنين ]
سپس جنگ حنين پيش آمد كه در آن جنگ بواسطهء انبوهى لشكر پيش بينى پيروزى رسول خدا ( ص ) مىشد ، پس آن حضرت با ده هزار لشكر از مسلمانان بسوى دشمن حركت كرد ، و بيشتر مسلمانان مىپنداشتند كه شكست نخواهند خورد ، زيرا آن انبوه لشكر و شوكت و افزار جنگى را ديده بودند ، و بسيارى لشكر ابو بكر را در آن روز بشگفت واداشت و گفت : امروز با اين لشكر ما شكست نخواهيم خورد ( و اندوهى از كمى لشكر نداريم ) ولى كار به عكس پندار آنها شد و ابو بكر ايشان را چشم زد ، و چون با مشركان برخورد كردند چندان درنگ نكرده و همگى گريختند ، و كسى نزد پيغمبر ( ص ) نماند جز ده نفر كه نه تن آنها فقط از قبيلهء بنى هاشم بودند و دهمى ايشان ايمن بن ام ايمن بود كه كشته شد و نه تن بنى هاشمى پايدارى كردند تا آنگاه كه گريختگان فوج فوج بنزد رسول خدا ( ص ) بازگشتند ، و بمشركين يورش برده آنان را تار و مار ساختند ، و در همين باره و شگفتى كه ابو بكر از انبوهى لشكر كرد خداى تعالى اين آيات را فرو فرستاد : « و در روز حنين هنگامى كه بشگفت آورد فزونيتان پس بىنياز كرد شما را به چيزى و زمين با فراخيش بر شما تنگ شد سپس برگشتيد پشتكنندگان ، پس فرستاد خداوند آرامش خود را بر پيمبرش و بر مؤمنان » ( سورهء توبه آيه 24 - 25 ) و مقصود از مؤمنان امير المؤمنين عليه السّلام است و آنان كه پابرجا بماندند از