تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
جوانى جز على ) گفتم : از كجا دانسته شد كه اين گفتار جبرئيل عليه السّلام بود ؟ گفت : مردم شنيدند كه كسى در آسمان چنين فريادى ميزد ، از پيغمبر ( ص ) پرسيدند گويندهء آن كه بود ؟ فرمود : او جبرئيل بود . 4 - و در حديث عمران بن حصين است كه گويد : چون در جنگ احد مردم از اطراف رسول خدا ( ص ) پراكنده شدند ( و گريختند ) على عليه السّلام كه شمشيرش را به گردن آويخته بود آمد و پيش روى پيغمبر ( ص ) ايستاد حضرت سر بلند كرده بعلى عليه السّلام فرمود : چرا تو با مردم فرار نكردى ؟ عرضكرد : اى رسول خدا ( ص ) ! آيا پس از اينكه اسلام گرفتم ( بسوى كفر باز گردم و ) كافر شوم ؟ پس حضرت اشاره فرمود بگروهى از دشمنان كه از كوه سرازير شدند و قصد او را داشتند ، على عليه السّلام بدانها حمله‌ور شد و آنان را دور كرد ، سپس اشاره بگروهى ديگر كرد على عليه السّلام به آنها نيز حمله كرد و آنان را گريزاند ، سپس اشاره بگروه ديگرى فرمود كه على عليه السّلام آنان را نيز تار و مار كرد ، پس جبرئيل عليه السّلام نزد آن حضرت آمده عرضكرد : اى رسول خدا فرشتگان در شگفت شدند و ما نيز با آنان در شگفت شديم كه چگونه على عليه السّلام بجان خويش به خوبى با شما مواسات و يارى و همراهى كند ؟ ! رسول خدا ( ص ) فرمود : چرا نكند با اينكه او از منست و من از اويم ؟ جبرئيل عليه السّلام عرضكرد : من نيز از شما دو تن هستم ! . 5 - حكم بن ظهير ( بسند خود ) از ابن عباس حديث كند كه گفت : در آن روز طلحة بن أبى طلحه ( پرچمدار مشركين كه شرح حالش در آغاز فصل گذشت ) از ميان لشكر بيرون تاخت و فرياد زد : اى ياران محمد شما گمان كنيد كه همانا خدا با شمشيرهاى شما ما را به زودى بدوزخ فرستد ، و شما را با شمشيرهاى ما به زودى ببهشت روان سازد ، پس كداميك از شما بجنگ من آيد ؟ أمير المؤمنين عليه السّلام با او بيرون